
وبسایت رادبه موضوعات متنوع اجتماعی را مورد بررسی قرار خواهد داد.
وبسایت رادبه جهت پربارتر شدن مطالب از همه صاحب نظران و دوستان جهت همکاری با سایت دعوت به عمل می آورد.
همکاران سایت: آقای نوید خالقی مقدم(مهندسی معماری)
خانم شکارچی ( فوق لیسانس علوم اجتماعی)


| « ارسال برای دوستان » |
| نام شما : |
| ایمیل شما : |
| نام دوست شما: |
| ایمیل دوست شما: |
|
Powered by ParsTools |

|
يكي از مناطق مرزي كشور عزيزمان كه در طول جنگ تحميلي ميدان نبردهاي سنگين و تعيينكنندهاي بود، ارتفاعات ميمك است. اين ارتفاعات در بخش مركزي ـ حدفاصل سومار و صالحآباد ـ در جنوب غرب كشور قرار دارد. اين ارتفاعات به دليل نزديكي به شهرهاي مهم عراق و بويژه بغداد از يك سو و فراهم بودن ميدان ديد و تير بسيار عالي بر روي محور ارتباطي مندلي ـ زرباطيه و بدره از سوي ديگر، از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. عراقيها اين ارتفاع بسيار مهم را «سيف سعد» ميخوانند. اين ارتفاعات هميشه يكي از موارد مناقشه بين ايران و عراق و از جمله نقاطي بوده كه در قرارداد 1975 الجزاير تكليف آن مشخص شده است. ارتش بعث عراق در روزهاي اوليه تجاوز شهريور سال 1359 به ايران اسلامي، اين ارتفاع حساس را اشغال كرد، اما رزمندگان سلحشور ارتش و بويژه نيروي زميني با درك كاملي از حساسيت و اهميت اين ارتفاع، طي عملياتي با عنوان «خوارزم» در تاريخ 19/10/59 بخشهاي اصلي و عمده آن را از تصرف اشغالگران بعثي خارج کردند، اما قسمتي در ارتفاعات ميمك شمالي و جنوبي با عنوان «ناف ميمك» همچنان در تصرف ارتش عراق باقي ماند. در سال 1366 كه تيپ 40 پياده مستقل سراب در اين منطقه عهدهدار پدافند از ارتفاعات ميمك بود، فرماندهي شجاع و دلير وقت اين تيپ، سرهنگ ستاد سيابخش نصيري زيبا، تصميم گرفت «ناف ميمك» را از دست اشغال گران بعثي خارج کند. طرحريزيهاي بسيار دقيق عملياتي از نظر مانور و آتش به عمل آمد و رزمندگان اين تيپ با بهرهگيري از پشتيباني آتشهاي سازماني و تقويتي توپخانه و نيز هوانيروز، در ساعت 2 بامداد روز 13/3/66 عمليات خود را آغاز كردند و با يك غافلگيري عالي، مواضع دشمن را در ناف ميمك به تصرف خود درآوردند. نيروهاي عراقي براي بازپسگيري مواضع از دست رفته، دست به چندين پاتك زدند، اما از آنجايي كه طرحريزيها بسيار دقيق و حساب شده بود و آتش كافي و مناسب براي مرحله تثبيت مواضع و دفاع در مقابل پاتكها پيشبيني شده بود، نيروهاي عراقي هر بار با تحمل تلفات و خسارت سنگيني عقب نشستند و اقدامات مذبوحانه آنان كمترين موفقيتي را به دنبال نداشت. ارتش عراق كه نميتوانست كنترل و تسلط كامل نيروهاي ايراني بر ارتفاعات فوقالعاده حساس ميمك را تحمل كند، در تاريخ 2/5/66 با بهكارگيري هفتتيپ پياده كماندويي و بهره?مندي از آتش پشتيباني فوقالعاده سنگين توپخانه و نيروي هوايي ، به ارتفاعات ميمك يورش آوردند و اين درحالي بودكه وظيفه پدافند از اين ارتفاعات و مناطق مجاور به طول تقريبي 40 كيلومتر، فقط برعهده تيپ 40 بود. رزمندگان دلاور تيپ 40 سراب، طي نبردي سنگين و شجاعانه كه هشت روز به طول انجاميد و با تقديم تعداد زيادي شهيد و مجروح، از سقوط ميمك جلوگيري كردند و دشمن توانست فقط بخش كوچكي از آن را به تصرف خود درآورد. در اين عمليات، عراقيها متحمل حدود 2500 نفر كشته، 12 هزار نفر مجروح و 102 نفر اسير شدند كه تعدادي از فرماندهان ارشد عراقي در ميان اسراي آنان وجود داشتند. عراقيها همچنين 18 دستگاه تانك، 9 دستگاه نفربر، 111 عراده توپ، 26 قبضه خمپارهانداز، دو فروند هواپيما و شش فروند بالگرد خود را از دست دادند. اما اين همة ماجرا نبود؛ رزمندگان دلاور اسلام عليرغم اينكه گوشمالي سختي به تهاجم ارتش عراق طي عمليات پدافندي خود داده بودند، آرام و قرار نداشتند و درصدد برآمدند طي يك عمليات آفندي، ضربشصت ديگري به دشمن نشان دهند. همزمان با عمليات پدافندي طرحريزيها براي اجراي يك عمليات آفندي تحت عنوان «نصر6» آغاز شده بود كه در روز 10/5/66 آغاز شد. عمليات نصر 6 يكي از سنگينترين نبردهاي انجام شده در ارتفاعات ميمك در طول سالهاي دفاع مقدس بوده است. به كارگيري شش تيپ از نيروي زميني ارتش در مقابل حدود 15 تيپ عراق در يك منطقه محدود و نيمهكوهستاني، شدت نبرد در منطقه را به خوبي نشان ميدهد. اين نبرد جانانه و بيامان كه از ساعت 0400 روز 10 امردادماه سال 66 آغاز شد، 13 روز به طول انجاميد و طي آن دلاورمردان ارتش اسلام ضمن خلق حماسههاي فراموشنشدني به تمامي اهداف پيشبيني شده دست يافتند. در اين عمليات تپههاي 670، 642، كلهقندي و قسمتي از تپه شهدا به تصرف نيروهاي خودي درآمد. 11 تيپ عراقي متحمل تلفات و خساراتي معادل 30 تا 90?درصد شدند و عراقيها با اجراي 42 پاتك سبك و سنگين بدون كسب كمترين نتيجهاي 15 هزار نفر از نيروهاي خود را به صورت كشته و زخمي از دست دادند و 102 نفر ديگر از آنان به اسارت نيروهاي خودي درآمدند. فرمانده تيپ يكم كماندوي سپاه يكم عراق از جمله كشتهشدگان اين عمليات بود. به علاوه، به تجهيزات و تسليحات ارتش عراق، طي اين عمليات ظفرمند، خسارات سنگيني وارد شد. نبردهاي آفندي و پدافندي خرداد و امردادماه سال 1366 كه بر روي ارتفاعات ميمك انجام گرفت، برگ زرين ديگري از تاريخ جانفشاني و شجاعت و رشادت دليرمردان ارتش جمهوري اسلامي ايران و بويژه رزمندگان تيپ 40 پياده مستقل سراب است. ياد و خاطره تمامي شهدا و رزمندگان اين تيپ و ساير نيروهاي شركتكننده در عملياتهاي يادشده را گرامي ميداريم و در سالروز اين ايام با زنده نگهداشتن خاطرات آن ايام خطير، عزت و سربلندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را آرزومنديم. |
مسوول دبيرخانه انجمن كتابخانههاي خلخال، به خبرنگار اين رسانه گفت: «اين كتابخانه كه تا سال 1380 كتابخانه مركزي شهرستان خلخال به حساب ميآمد، اكنون به دليل فرسودگي ساختمان و كمي فضا فقط مركز امانت كتاب است. مراجعان اين كتابخانه پس از امانت كتاب ناچارند از سالن مطالعه كتابخانههاي شماره 2 و 3 استفاده كنند.
«زيبا اعلايي»، افزود: «در زمان ساخت، سند مالكيت زمين كتابخانه به نام «آموزش و پرورش» صادر شده و اين امر، بازسازي آن را در چهار طبقه به عنوان كتابخانه استاندارد و مركزي غير ممكن كرده است. آموزش و پرورش براي واگذاري زمين كتابخانه 10 ميليارد ريال تقاضا كرده كه تامين آن دشوار است.»
اكنون كتابخانه شماره يك خلخال، از 2 بخش مخزن و مرجع تشكيل شده است. بخش مرجع اين كتابخانه با زيربناي 12 متر مربع با 3 هزار نسخه كتاب براي استفاده محققان و دانشجويان مجهز است. تمام عمليات امانت، ثبت و دريافت كتاب در اين كتابخانه از طريق رايانه انجام مي شود.
همچنين اعضا ميتوانند از نمايه نشريات و كتابخانه ديجيتالي استان استفاده كنند.
از يك هزار و 800 عضو فعال كتابخانه، 60 درصد بانوان هستند كه بيشتر آنها خانه دار و مشتري كتابهاي رمان و روان شناسياند. از دو سال پيش با همكاري خيري به نام «سيده حشمت مريخي» مشكل كمبود كتاب موردنياز كتابخانه تا اندازه زيادي برطرف شده است. اين مادر شهيد كه از اهالي شهر «كلور» خلخال است ، هر سال 10 ميليون ريال براي خريد كتاب از نمايشگاه بينالمللي به انجمن كتابخانه هاي خلخال اهدا ميكند. وي هدف خود را از اين اقدام، اعتلاي فرهنگ اسلامي و پاسداشت خدمات شهيدان و جانبازان كلور عنوان كرده است.
اكنون از 8 كتابخانه فعال در خلخال، 3 كتابخانه به نامهاي «شماره يك»، «شماره دو» و «شماره سه» در مركز شهرستان داير هستند و2 كتابخانه نيز در بخشهاي «خورش رستم» و «شاهرود» در كنار كتابخانههاي روستايي «لمبر»، «شال» و «برندق» به اهالي اين مناطق خدمت رساني مي كنند.
پس از كتابخانه «شماره يك» خلخال، «شيخ صفيالدين» قديميترين كتابخانه استان اردبيل است. اين كتابخانه در سال 1346با يك هزار و 200نسخه كتاب در گوشهاي از باغ ملي شهر اردبيل تاسيس شد. پيش از آن، اداره فرهنگ و هنر اردبيل در سال 1328 كتابخانهاي به نام «قرائتخانه عمومي» با 900نسخه كتاب اهدايي فردي به نام «بابا صفري» راهاندازي كرده بود كه مجموعه آن به كتابخانه عمومي خلخال منتقل شد.
پس از استان شدن اردبيل در سال 1372، كتابخانه عمومي اين شهر به شماره يك و در سال 1382به« شيخ صفيالدين اردبيلي» تغيير نام داد.
كتابخانه «شيخ صفي» در بهترين نقطه شهر اردبيل واقع شده است. اكنون 5 كتابدار در 2 شيفت كاري به 2 هزار و 726عضو فعال خدمترساني ميكنند.
به نقل از/www.ibna.ir

"شيرالله پرنده" زنبوردار نمونه سال ۸۱و توليدكننده نمونه سال ۸۵ نيز در گفت و گو با خبرنگار ايرنا گفت: عسل شير طبيعي يكي از توليدات زنبورداران است كه اين محصول از تغذيه زنبوران عسل با تركيبي از عسل، شير، ژلهرويال، گرده زنبور و آنزيمهاي معده زنبور تهيه شده است.
وي با اشاره به اينكه اين عسل فاقد چربي بوده و داري گواهي كيفيت از فارماكولوژي دانشگاه سوئد است، ادامه داد: خواص عسلها با توجه به نوع تغذيه آنها متفاوت است.
"پرنده" تاكيد كرد: مردم اطلاع بسيار كمي ازخواص عسل دارند و اين بياطلاعي آنها را به سمت استفاده از داروهاي شيمايي سوق ميدهد.
وي برگزاري چنين جشنوارهاي را در خصوص اطلاع رساني و فرهنگسازي براي استفاده از مواد طبيعي لازم دانست.
به نقل از

متاسفانه فرهنگ جامعه ما چنين بود كه شما به عنوان يك سرباز فراري در بين مردم نيز محاكمه نشديد خب پس رفتار حرفه اي شما كجا رفته است؟؟ در بازي با تراكتورسازي حركت شما بعد از زدن گلي كه داور به ناحق براي شما گرفته بود آيا در مقابل تماشاگران ترك، حرفه اي و در حد يك بازيكني كه در بايرن مونيخ بازي كرده، بود؟مردم ما بايد بجاي واژه هاي جادوگر و سلطان اسم برازنده سرباز فراري را بر روي شما بگذارند چون جادوگر و سلطان و امپراطور و ژنرال ،فرماندهان و سربازان رشيد جبهه هاي جنگ بودند كه از ناممكن ها ممكن ساختند و دنيا را با دلاورمرديهاي خود در حيرت قرار دادند كساني چون باكريها ،همت ها،باقريهاواميران سرفراز لشكر ۲۱حمزه آذربايجان...
متاسفانه اين مساله را كه چرا شخصي بعد از فرار از ميدان مبارزه محبوبيت بيشتري بين طرفداران خاص خود پيدا مي كند و ديد جامعه نسبت به اين اشخاص چگونه است را بايد با ديد بازتر و از ديد اجتماعي بررسي مي كردم ولي شوكي كه با ديدن تصاوير بازي بر من وارد شد باعث شد كه مطالب فوق را با عجله بنويسم اگر در مطابل اشكالاتي وجود داشت معذرت خواهي مي كنم و اگر نظري در اين مورد داريد با ما در ميان بگذاريد...
