
وبسایت رادبه موضوعات متنوع اجتماعی را مورد بررسی قرار خواهد داد.
وبسایت رادبه جهت پربارتر شدن مطالب از همه صاحب نظران و دوستان جهت همکاری با سایت دعوت به عمل می آورد.
همکاران سایت: آقای نوید خالقی مقدم(مهندسی معماری)
خانم شکارچی ( فوق لیسانس علوم اجتماعی)


| « ارسال برای دوستان » |
| نام شما : |
| ایمیل شما : |
| نام دوست شما: |
| ایمیل دوست شما: |
|
Powered by ParsTools |
فرا رسيدن ايام سوگواري سالار شهيدان را به عموم مخاطبان تسليت عرض مي كنيم.
و اما هفته سوم:
1. در روز تولدت درختي بكار
2. سالي يكي دو بار خون اهدا كن
3. دوستان تازه پيدا كن ولي دوستان قديمي را عزيز بدار
4. راز دار باش
5. عكاسي را ياد بگير
6. شاديها را به فردا نيانداز
7. عزيزان خود را به يك هديه كوچك شاد كن
8. ديگران را ملامت نكن
9. طوري زندگي كن كه وقتي فرزندانت خوبي و بزرگواري از كسي ديدند به ياد تو بيافتند
10. بچه ها را بعد از تنبيه در آغوش بگير...
ادامه دارد...

مطلبی را از زندگی و افکار افلاطون از نگاه فردی برایتان گذاشتیم ولی در آینده ای نزدیک قواعد و دستورات افلاطون در تشکیل آرمانشهر و نقش آن در زندگی اجتماعی را در وبلاگ به صورت بی طرفانه خواهیم گذاشت تا شما در نظراتتان افکار افلاطون را مورد بررسی قرار دهید تا خدای نکرده تحلیلها در افکار شما تاثیر نگذارد...
با سپاس رادبه پرنده
۳
افلاطون در سال 427 قبل از میلاد در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد. در 18 سالگی با سقراط آشنا شد و مدت 10 سال را به شاگردی سقراط به سر برد. بعد از اعدام سقراط یک سلسله سفر را آغاز کرد که در طی این سفرها از نقاط مختلفی از جهان نظیر مصر و سیسیل و فلسطین دیدن کرد که در این سفرها با اندیشه های متفاوتی آشنا شد که تاثیر آنها در افکار افلاطون هویدا است.هنگامی که افلاطون به آتن بازگشت 40 سال داشت. در این زمان بود که مدرسه معروفش را به نام آکادمی تاسیس کرد. این مدرسه را می توان اولین دانشگاه محسوب کرد که در آن دروسی نظیر فلسفه ریاضیات و نجوم تدریس می شد.
برای مطالعه افلاطون یقینا بهترین منبع همان آثار اوست که در قالبی ادبی نوشته شده اند. با مطالعه این آثار به راحتی می توان به قریحه ادبی افلاطون پی برد. مهمترین و در عین حال کاملترین اثر افلاطون کتاب جمهوریت است. که او در این کتاب در باره مسایل فلسفی مختلفی سخن رانده است از اخلاق گرفته تا ساسیت و هنرو تربیت و مابعد الطبیعه سخن رانده است.
با مطالعه نوشته های افلاطون می توان به سیر افکار او پی برد. کتب وی را می توانیم بر اساس دوره ای از زندگی که افلاطون اقدام به نگارش آن کرده است به سه دسته تقسیم بندی نماییم.
دسته اول کتب و رسالاتی هستند که در دوران جوانی او نگاشته شده اند. نوشته های این دوران اکثرا دیالوگهایی بدون نتیجه گیری هستند. سمت و سوی نوشته های این دوران مربوط به فعالیت های تربیتی است.
آثار دوره میانسالی بر خلاف دوره جوانی حاوی دیالوگهایی با نتیجه گیری است. درآثار این دوره است که مسایل اساسی فلسفه فلاطون نظیر ایده و مثل مطرح می گردد . اثر برجسته افلاطون در این دوره جمهوریت است.
و بالاخره آثار دوران کهولت افلاطون که می توان آنها را آثار دوران پختگی و اصلاح آثار قبلی دانست .برای مثال از آثار این دوره می توان به قانون و نوامیس اشاره کرد.
افلاطون در فلسفه راه استادش سقراط را دنبال کرد. بدین معنا که دغدغه اصلی او انسان بود و از فلاسفه طبیعی دور شد.اوقسمت زیادی از تلاش خود را معطوف به حل مسایلی نظیر اخلاق حق و عدالت کرد. او در جمهوریت مباحثه سقراط و شخص جدلی را به تصویر می کشد که سقراط و آن شخص در باره و معنا و مفهوم عدالت بحث می کنند. سقراط آن شخص به تعریف کردن مفهوم عدالت وامی دارد . که در نهایت آن شخص مجبور می شود که بگوید: حق در قدرت است و عدالت در نفع قویتر(نظیر بعضی از تعابیر نیچه). سپس وی از سقراط می خواهد که او نیز تعریفش را ارایه دهد که سقراط به نوعی از ارایه دادن تعریف طفره می رود و چنین پاسخ می دهد که عدالت نوعی رابطه سالم بین افراد در اجتماع است. بنابراین مطالعه آن به عنوان بخشی از جامعه و اجتماع راحت تر است. همانند اینکه بوسیله توصیف یک جامعه سالم توصیف یک فرد سالم راحتر می شود.
افلاطون به این شکل حل مسئله اخلاق و عدالت را به اجتماع و به تبع آن مسایل سیاسی آن اجتماع مربوط می کند. در اینجاست که کم کم با فلسفه سیاسی افلاطون که از نکات برجسته هنگام مطالعه افلاطون است مواجه می شویم. او پس طرح مسایلی مانند اینکه حرص و طمع و یا برتری جویی سبب می شود که افراد و جوامع انسانی مدام با هم در کشمکش باشند . به این نتیجه می رسد که ابتدا باید انسان را از لحاظ روانشناختی مورد بررسی قرار دهد تا بوسیله آن به پی ریزی جامعه ای ایده آل نایل گردد.
در روانشناسی افلاطون رفتار های انسان از سه منبع میل و اراده و عقل سرچشمه می گیرد .میل انسان شامل مواردی نظیر تملک شهوت غرایز می شود. مرکز امیال نیز در بدن شکم است.هیجان هم مواردی مانند شجاعت قدرت طلبی و جاه طلبی را در برمیگیرد. عقل نیز مسئول مواردی نظیر اندیشه و دانش و هوش است. منابع ذکر شده هم در افراد مختلف دارای درجات متفاوتی است. مثلا در بازاریان و کسبه عموم مردم میل است که نقش اصلی را در زندگی بازی می کند و در جنگجویان و لشگریان هیجان نقش اصلی را بر عهده دارد. و عقل نیز پایه رفتار حکما ست.
بعد از این مقدمات افلاطون شروع به ترسیم جامعه آرمانیش می کند و برای ایجاد آن راهکاری هم ارایه می دهد. آرمانشهر او جامعه ایست که درآن هر کس با توجه به ذاتش یعنی همان منابع رفتاری که در فوق ذکر شدند در جای خودش قرار گرفته باشد مثلا کسی که میل در او بالا باشد فقط مشغول کسب و کار خود شود و در کار سیاست دخالت نکند یا کسی شجاعت و هیجان او در درجه ای بالا قرار داشته باشد شغلش در جامعه نظامی باشد. در آرمانشهر افلاطون سزاوارترین گروه برای حکومت فلاسفه هستند که در آنها عنصر عقل در درجه بالایی قرار دارد(نوعی از نخبه گرایی). اینجاست که افلاطون نیز مانند سقراط تمایلش را به آریستوکراسی (حکومت اشراف)نشان داده و به عناد با دموکراسی بر می خیزد.البته باید توجه داشت که اشراف یا شریفترین مردم برای حکومت الزاما کسانی نیستند که دارای قدرت و ثروت اند. بلکه باید این افراد دارای حکمت باشند تا شایستگی لازم را برای حکومت داسته باشند. و اما راهکار افلاطون برای تشکیل آرمانشهرش:
ابتدا باید کودکان زیر 10 سال را جمع کرد و آموزش همگانی آنها را شروع کرد این آموزشها شامل مواردی مانند موسیقی ورزش و تعالیم مذهبی می شود.در این میان تعالیم مذهبی بر مبنای دین تک خدایی از اهمییت خاصی بر خوردارد است .افلاطون می خواهد از مذهب به عنوان عاملی برای کنترل توده های مردم استفاده کند به عقیده او اعتقاد به یک خدای قادر و مهربان و در عین حال قهار باعث می شود که کنترل رفتارهای مردم راحت تر شود و گرایش آنها به طرف جرم و جنایت خود به خود کم شود. این آموزشها تا سن 20 سالگی ادامه خواهند یافت. سپس در این سن از کلیه آموزش دیدگان امتحانی گرفته خواهد شد به شکلی که در این امتحان اکثریت شرکت کنندگان حذف شوند. این اکثریت به کسب و کار و بازار و کشاورزی و... مشغول خواهند شد. تربیت قبول شدگان این امتحان تا سن 30 که زمان بر گزاری امتحانی دوباره است ادامه خواهد داشت .
مردود شدگان این دوره به مشاغلی نظیر سپاهیان و لشگریان را اشغال خواهند نمود . کسانی که این امتحان را نیز با موفقیت پشت سر بگذرانند آموزش آنها 5 سال دیگر هم طول خواهد کشید که در این 5 سال با مسایلی نظیر ریاضیات و فلسفه و ایده و مُثل افلاطونی سر خواهند کرد. با ایده و مُثل افلاطونی به زودی آشنا خواهیم شد. بعد از این 5 سال افراد آموزش دیده باید 15 سال را بین بقیه مردم بدون هیچ پشتوانه ای و به تنهایی زندگی کنند. که این نیز برای آنها نوعی امتحان محسوب می شود. بعد از از این 15 سال کسانی که این امتحان هم را با موفقیت یگذارنند آماده حکومت هستند.برای اینکه این افراد دچار فساد نشوند باید زندگی در سطح پایین و مانند سربازان داشته باشند. آنها از داشتن زن و فرزند اختصاصی محروم می شوند و زن و فرزند آنها اشتراکی خواهد بود تا مبادا به عشق به همسر و فرزند مانع وظیفه خطیر آنها گردد.
بدین شکل حکومت تشکیل می شود که حاکمان آن بدون هیچ گونه رای گیری به قدرت میرسند و در عین حال مناسب ترین افراد هم برای حکومت هستند. در این شیوه هیچ چگونه نزاع و درگیریی هم برای تصاحب حکومت اتفاق نخواهد افتاد.
از نظر افلاطون در چنین سیستمی است که حق و عدالت تحقق می یابند. زیرا هر کس بر حسب استعدادها و تواناییهایش در موقعیت مناسب خود قرار گرفته است و فرصت های محیطی بر ای افراد از طبقات مختلف یکسان است در حالی که در دیگر اندیشه های حتی اندیشه های پیشرفته امروزی نظیر لیبرال دموکراسی نیز چنین امکانی وجود ندارد.
از این جهت افلاطون به کلی با دموکراسی یونان مخالف است. افلاطون جامعه را به شکل پیکره ای انسانی در نظر می گیرد. که حکام فیلسوف سر آن هستند . و سینه آن را سربازان و لشگریان تشیکل می دهد.مردم عادی نظیر بازرگانان پیشه وران و کشاورزان هم شکم آن هستند.
به نوعی می توان گفت که افلاطون در اواخر عمر متقاعد شده بود که تشکیل دولت آرمانیش ممکن نیست. از این رو در کتاب قانون به تشریح دولتهای ناکامل می پردازد.معیار او برای طبقه بندی دول ناکامل نزدیکی آن دول به حکومت آرمانی اوست. او حکومت های ناکامل را بر اساس نزدیکی به آرمانشهرش به این دسته ها تقسیم بندی می کند: 1 تیموکراسی 2 الیگارشی 3 دموکراسی 4 جباری یا مستبد .
حکومت تیومکراسی حکومت متفاخران است حکومتی مانند اسپارت . این نوع حکومت معمولا در اثر زراندوزی طبقه حاکم تبدیل به حکومت الیگارشی می شود که حکومت توانگران و ثروتمندان است. در این حکومت پول معیار همه چیز است. سرانجام این نوع حکومت هم افزایش زراندوزی در جامعه و به تبع آن ایجاد جامعه ای دو قطبی و ایجاد شکاف های عظیم اجتماعی است .که سر انجام آن انقلابی است که به دموکراسی می انجامد. دمکراسی هم حکومتی است که در آن افراد غیر متخصص بسیاری به امر حکومت مشغول اند. علاوه بر آن گروههای مختلف اجتماعی در آن دایما بر سر تصاحب حکومت در رقابت و نزاع به سر می برند. پس از آنکه یکی از این گروهها موفق به تصاحب کامل قدرت شد خود به خود حکومت دموکراسی از بین رفته است و حکومتی مستبد و یا به عبارتی دیگر جبارانه جایگزین آن گشته است.
به نظر نگارنده این مطلب مهم ترین انتقادی که می توان به این جامعه آرمانی افلاطون وارد کرد این است که او تابلویی بی حرکت و منظم وماشین وار از جامعه ترسیم می نماید وتوجه کافی را به تغییر و تحول اجتماع و به خصوص افرادش را نمی کند. شاید بتوان گفت که در آرامان شهر افلاطونی فردیت افراد جامعه فدای تشکیل جامعه ای آرمانی می گردد.
شاید این دید افلاطون به جامعه از همان نظریه "مثل" که پایه ای فلسفی او را تشکیل می دهد ناشی شده باشد.می توان نظریه مثل افلاطون را به طور خلاصه بدین شکل شرح داد:
افلاطون نیز همانند هراکلیتوس و پارمنیدس همه دنیای اطرافمان را که به وسیله حواس از آن مطلع می شویم را دنیایی متحرک تغییرپذیر و فناپذیر می داند لذا او معتقد است دنیایی که ما بوسیله حواسمان درک می کنیم موضوع علم نیست و اصلا این دنیا کاملا واقعی نیست.
دنیایی که ما حس می کنیم دنیایی است محدود به زمان و مکان و در قید تحرک و تغییر پذیری پس حقایق واقعی واصیل نمی تواند شامل این دنیای محسوس ما باشد. ودر سطح بالاتری از آن قرار دارد. محسوساتی که ما ادراک می کنیم ظواهر و پرتوهایی از آن حقایق اصیل هستند. افلاطون به هر یک از این حقایق که در عالم بالاتری قرار دارند مثال یا ایده می گوید. مثال برای افلاطون کاملا حقیقی ومطلق ولایتغیر است .این مثالها یا مثل فراتر از ابعاد مکان وزمان هستند لذا تنها راه شناخت وبررسی آنها به کار بردن عقل وخرد است.
افلاطون به این شکل عالم را به دو قسمت عمده طبقه بندی می کند : قسمت اول دنیای محسوسات وظواهر که به وسیله حواس ادراک می شود و قسمت دوم عالم ایده ها و مثل که راه یافتن به آن بدون استفاده از عقل ممکن نیست. مثال معروفی که برای شرح مثل افلاطونی بیان می شود اسب مثالی است. ما ممکن است در طول زندگی خود اسبهای زیادی دیده باشیم. این اسبها از رنگها و نژادهای مختلفی بوده اند و احتمالا همه آنها با هم فرقهایی هر چند جزیی داشته اند. ولی ما در اینکه این موجودات اسب هستند و نه حیوانی دیگر مانند سگ شکی نداریم.دلیل این امر این است که در عالمی بالاتر مثال یا ایده ای حقیقی و کامل از اسب وجود دارد که اسبهایی که ما می بینیم از آن ایده اصیل سرچشمه و نشات گرفته اند. به بیان دیگر می توان اسب مثالی را به عنوان قالبی برای این اسبها محسوب کرد.
این طبقه بندی افلاطون از عالم گاهی ریزتر نیز می شود مثلا دنیایی که انعکاسهاو سایه ها یا رویاها توهمات می سازند دنیایی است که از درجه حقیقی بود پایین تر از دنیا محسوسات قرار دارد و یا بین دنیای محسوسات و دنیای ایده ها که حقیقی ترین است دنیای علم ودانش و ادراکات ریاضی قرار دارد. البته افلاطون در دنیای مثلی هم سلسله مراتب قایل است به این شکل که ایده های کوچک ایده های بزرگتر را می سازند که در نهایت منجر به تشکیل حقیقتی واحد یا خدا می شوند.
افلاطون به اثبات نظریه مثل خود نپرداخت و آن را در حد فرضیه باقی گزارد . به شکل که او وجود خدایش را هم قابل اثبات نمی داند و معتقد است که فقط با دیدن آثارش پی به وجود او می بریم ودر این زمینه بر اساس نظریه مثلش به همین مطلب اکتفا می کند که اگر گرایش به خیری ویا زیبایی وجود دارد پس خیر مطلق و زیبایی مطلقی هم باید وجود داشته باشد.
منبعphilosophers.atspace.com
هفته دوم:
1- كتابهاي خوب را بخر حتي اگر نخواني
2- خود و ديگران را ببخش
3- از نخ دندان استفاده كن
4- بي هيچ علت خاصي بگذار بهت خوش بگذرد
5- هر وقت احساس كردي استحقاقش را داري در خواست ارتقاء كن
6- قرض هايت را زود پس بده
7- بعضي اوقات به ديگران ياد بده
8- بعضي اوقات از ديگران ياد بگير
9- آنچه را بچه ها مي فروشند بخر
10- با مردم همانگونه رفتار كن كه دوست داري با تو رفتار كنند...
ادامه دارد...
مطلب از (رادبه پرنده)

هفته اول:
1.هر روز به سه نفر اضهار ادب كن
2.دست كم سالي يكبار طلوع آفتاب را تماشا كن
3.سالروز تولد ديگران را به خاطر بسپار
4.با صميميت دست بده
5.در چشم ديگران نگاه كن
6.از عبارت متشكرم زياد استفاده كن
7.نواختن يك ساز را ياد بگير
8.در حمام آواز بخوان
9.در هر بهار گلي بكار
10.كمتر از درآمدت خرج كن...
ادامه دارد...
بر گرفته از كتاب اچ جكسون براون
بالاخره رقابتهای مقدماتی جام جهانی به پایان رسید وپس از 2 سال و 2 ماه و24 روز یعنی دقیقا 816 روز که از آغاز اولین دیدار مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی گذشت با برگزاری 846 دیدار، چهره 32 تیم راه یافته به نوزدهمین دوره جام جهانی مشخص شد.این در حالی بود که این رقابتها از روز 4 شهریور 1386 آغاز شد و تا 28 آبان 1388 ادامه پیدا کرد.
به گزارش سایت رسمی فدراسیون فوتبال ،این اولین بار است که کشوری آفریقایی میزبان مسابقات خواهد بود و پس از 32 سال این دوره از مسابقات در نیمکره جنوبی کره زمین برگزار خواهد شد.بنابر برنامه ارائه شده از سوی فیفا، این مسابقات روز جمعه 11 جون 2010 (21 خرداد 1389) آغاز و روز یکشنبه 11 جولای 2010 (20 تیر 1389) به اتمام خواهد رسید.
204 کشور در مسابقات مقدماتی جام جهانی شرکت کردند تا تنها 31 تیم (به علاوه میزبان) بخت حضور در پر بینندهترین رویداد ورزشی جهان را داشته باشند.این در حالی است که 64 دیدار دوره قبل این رقابتها در مجموع 26 میلیارد و 290 میلیون بیننده داشت. یعنی به طور متوسط 410 میلیون و 781 هزار 250 برای هر مسابقه (6% از کل جمعیت جهان)پای تلویزیون می نشستند. جالب است بدانید دیدار نهایی این رقابتها در سال 2006 با 715 میلیون و 100 هزار نفر بیننده (11% جمعیت جهان)، رکورددار پر بینندهترین رویداد ورزشی دنیاست.
در جام جهانی گذشته 376 کانال تلویزیونی از 214 کشور جهان مسابقات را تحت پوشش قرار دادند و در مجموع 73 هزار و 72 ساعت مسابقات جام جهانی 2006 روی آنتنهای کشورها بود. به عبارت دیگر اگر 73072 ساعت از یک کانال بخواهد پخش شود، 8 سال و 4 ماه، شبانه روز زمان خواهد گرفت و این یعنی یک آمار فوق العاده.
در نوزدهمین دوره این رقابتها و برای دومین بار در کل تاریخ مسابقات جام جهانی، از تمام قارهها نمایندهای در مسابقات حضور دارد. قاره آفریقا برای اولین و با توجه به میزبانی آفریقای جنوبی، 6 نماینده دارد. آسیا 4 نماینده، اقیانوسیه 1نماینده، آمریکای شمالی 3، آمریکای جنوبی 5 و اروپا 13 نماینده در این دوره از رقابتها دارند.پیش از این تنها در جام جهانی 1982 اسپانیا، تمام قارهها در جام جهانی نماینده داشتند. البته تیم ملی فوتبال استرالیا تاکنون سه بار به جام جهانی راه یافته ولی هر سه بار به عنوان نماینده آسیا (1974، 2006 و 2010) در این رقابتها حضور داشته است.
اطلاعاتی در مورد تیمها با توجه به قاره:
1-اروپا
انگلیس: تیم پر مدعای کم افتخار. انگلیس که تنها یکبار قهرمان جهان شده، همیشه به عنوان مدعی وارد مسابقات شده ولی ناکام مانده است. درست مثل اسپانیا و هلند. این هفتمین حضور پیاپی و سیزدهمین حضور کلی انگلیس در جام جهانی است و احتمالاً آخرین جام جهانی بازیکنانی نظیر استیون جرارد و فرانک لمپارد.
آلمان: پس از برزیل بهترین تیم 18 دوره گذشته بوده که تنها در دو دوره از این رقابتهاحضور نداشته. 7 حضور در دیدار نهایی و 3 قهرمانی حاصل کار آلمان بوده است. این پانزدهمین حضور پیاپی ژرمنها در جام جهانی است.
هلند: 8 بازی و 8 برد حاصل کار این تیم در دور مقدماتی بوده است. هلند با فوتبال شناور خود همیشه در دنیا مطرح بوده است. اما تا زمان شروع جام جهانی 2010، حسرت نتیجه گیری خوب این تیم در جام جهانی 32 ساله خواهد شد.
پرتغال: از جمله تیمهایی که پس از سالهای افول، یک دهه درخشان را سپری کرده ولی دوباره از اوج فاصله گرفته است. بهترین عنوان پرتقال کسب رتبه سوم در جام جهانی 1966 انگلیس است.
فرانسه: تیمی پر از مهره که نتایج ضعیفی در دور مقدماتی کسب کرده و با تقلب در دیدار پلی-آف مقابل جمهوری ایرلند، به جام جهانی رسیده است. فرانسه هم مثل انگلیس همیشه مدعی بوده و معمولاً ناکام. فرانسه یک بار در سال 1998 قهرمان جهان شده است.
ایتالیا: از بزرگان جام جهانی و مدافع عنوان قهرمانی دوره قبل. مانند آلمان، 17 حضور خود را جشن میگیرد و این سیزدهمین حضور پیاپی لاجوردی پوشان ایتالیا در جام جهانی است.
اسپانیا: بهترین تیم دور مقدماتی که امید فراوانی به کسب اولین عنوان قهرمانی جام جهانی دارد. اسپانیا با سیزده حضور (9 حضور پیاپی)، از تیمهای با سابقه جام جهانی است.
دانمارک: یکی از کم جمعیتترین کشورهای حاضر در جام جهانی که علی رغم حضور در گروهی دشوار با حذف سوئد و فرستادن پرتغال به پلی-آف، دست به کار بزرگی زد و مستقیم به جام جهانی راه یافت.
یونان: از قدیمیترین کشورهای دنیا ولی غریبه با جام جهانی. تنها یک حضور در جام جهانی 1994 و پذیرش سه شکست، 10 گل خورده و بدون گل زده؛ آمار چندان جالبی به نظر نمیآید.
صربستان: از میهمانان قدیمی جام جهانی (تحت عنوان یوگسلاوی) که پس از تجزیه این کشور برای دومین بار است به جام جهانی راه میابد.
اسلوواکی: تنها تیم این دوره است که تاکنون در جام جهانی حضور نداشته. در واقع اسلوواکی میهمان تازه وارد پربینندهترین رویداد ورزشی دنیاست.
اسلوونی: دومین حضور یکی دیگر از کشورهای تجزیه شده یوگسلاوی سابق که با حذف روسیه کار بزرگی را به انجام رسانده است.
سوئیس: خیلیها معتقدند که سوئیس در گروهی آسان قرار گرفت تا بتواند نهمین صعود خود را جشن بگیرد. اما در آفریقای جنوبی اوضاع فرق میکند.
2-آفریقا
کامرون: بهترین تیم قاره آفریقا در رنکینگ فیفا که در جام جهانی 1990 به جمع هشت تیم برتر هم صعود کرد.
ساحل عاج: یکی از 7 تیمی است که بدون شکست به این مرحله رسیده است (6 تیم دیگر: نیجریه، کرهجنوبی، آلمان، هلند، اسپانیا و ایتالیا). این دومین حضور ساحل عاج در جام جهانی است و حضور دیدیه دروگبا در این تیم از نکات قابل توجه است.
غنا: اولین تیمی است که از قاره آفریقا (بدون احتساب میزبان)، به جام جهانی 2010 راه یافت. بهترین رکورد غنا، مربوط به تنها حضور این تیم در جام جهانی 2006 است که به دور دوم راه یافت.
نیجریه: دو حضور در مرحله دوم از افتخارات این کشور پر جمعیت آفریقایی است. نیجریه یکی از بهترین نتایج دور مقدماتی را کسب کرده است (12 بازی، 9 برد و 3 تساوی).
آفریقای جنوبی: میزبان این دوره که به گواه نتایج و رتبهاش در رنکینگ فیفا (89)، امید چندانی به این تیم نمیرود.
الجزایر: از آخرین مسافران جام جهانی که در شرایط کاملاً مشابه با رقیب دیرینه خود، مصر، قرار داشت. الجزایر که پس از 24 سال به جام جهانی راه یافته، پیش از دو بار در جام جهانی حضور داشته که هر دو بار در دور اول حذف شده است.
3-آمریکای شمالی
آمریکا: بهترین عنوان این تیم مربوط به 80 سال قبل است! اولین دوره جام جهانی که آمریکا در آن سوم شد! آمریکا به لطف فیفا که سهمیه بیش از انتظاری را برای آمریکای شمالی در نظر گرفته، ششمین حضور پیاپی خود را جشن میگیرد.
مکزیک: به لطف حضور در همسایگی آمریکا، همیشه از بخت مساعدی برای حضور در جام جهانی سود میبرد و تاکنون 14 بار به جام جهانی راه یافته است. مکزیک پر شکست ترین تیم جام جهانی است و تنها دوبار به جمع هشت تیم برتر راه یافته و هر دو بار خود میزبان بوده است!
هندوراس: مردم این کشور پس از 28 سال بار دیگر حضور در جام جهانی را تجربه میکنند. هر چند که نخستین حضور این تیم گمنام آمریکای مرکزی به حذف زودهنگام آنان انجامید.
4-آمریکای جنوبی
برزیل: پر افتخارترین تیم جام جهانی که در تمام ادوار آن حضور داشته است! برزیل همیشه یک بخت مسلم قهرمانی است!
آرژانتین: دو عنوان قهرمانی و مارادونا.این خلاصه آرژانتین است. این غول فوتبال دنیا، تا آستانه حذف از این دوره هم پیش رفت ولی در آخرین دیدار جواز حضور در جام جهانی را گرفت.
شیلی: تیمی که در دور مقدماتی توانست بالاتر از آرژانیتن مدعی قرار بگیرد، حتماً پس از 12 سال غیبت در جام جهانی، حرفهایی برای گفتن خواهد داشت.
پاراگوئه: نتایج چشمگیر دور مقدماتی از پاراگوئه تصویری جدید ساخته است. این چهارمین حضور پیاپی راه راه پوشان آمریکای جنوبی است.
اروگوئه: آخرین مسافر جام جهانی که پس از 8 سال دوباره به این مسابقات راه یافته است. قهرمان دو دوره از جام جهانی که سالهاست کسی امیدی به تکرار قهرمانی این تیم در جام جهانی ندارد.
5-اقیانوسیه
نیوزیلند: باور کنید فوتبال ورزش دهم این کشور است! ولی این مهمان حاشیه نشین فوتبال با حذف تنها نماینده امیدوار کشورهای عرب آسیا، پس از 28 سال دوباره به جام جهانی آمده تا خودی نشان دهد.
6-آسیا
کرهجنوبی: پرافتخارترین تیم آسیا در جام جهانی که با 8 حضور در کل و حضور در 7 دوره متوالی گذشته یک پای ثابت جام جهانی محسوب میشوند. کرهجنوبی در سال 2002 با ایستادن در سکوی چهارم (هر چند با تقلب) به بهترین رکود در بین تمام تیمهای آسیایی دست یافت.
کرهشمالی: این دوره و در غیاب نمایندگان غرب آسیا در جام جهانی، کرهشمالی پس از 44 سال پا به این مسابقات میگذارد تا بلکه خاطرات شیرین تنها حضور خود در جام جهانی 1966 را زنده کند.
ژاپن: چهارمین حضور پیاپی لاجوردی پوشان شرق آسیا در جام جهانی، که بهترین حضورشان در سال 2002 و به میزبانی خودشان بوده، که به دور دوم راه یافتند.
استرالیا: نماینده غیر واقعی آسیا که به همراه هلند، ژاپن و کرهجنوبی اولین مسافران آفریقای جنوبی بودند. این سومین حضور ارتش طلایی در جام جهانی است و بهترین رکوردشان صعود به دور دوم جام جهانی 2006 بوده است.
رکوردهای جام جهانی فوتبال:
بیشترین حضور در جام جهانی: برزیل (حضور در تمام ادوار)
بیشترین قهرمانی: برزیل با 5 قهرمانی
بیشترین حضور در دیدار نهایی: برزیل و آلمان 7 حضور
بیشترین حضور در جمع چهار تیم برتر: آلمان 11 حضور
بیشترین تعداد بازی: برزیل و آلمان 92 دیدار
کمترین تعداد بازی: اندونزی (هند شرقی هلند) 1 دیدار
بیشترین برد: برزیل 64 برد
بیشترین باخت: مکزیک 22 باخت
بیشترین تساوی: ایتالیا و آلمان 19 تساوی
بیشترین گل زده: برزیل 201 گل
بیشترین گل خورده: آلمان 112 گل
تیمهایی که هرگز در جام جهانی گل نزدهاند: کانادا، چین، اندونزی، یونان، ترینیداد و توباگو و کنگو (زئیر)
بیشترین دیدار تکرار شده :برزیل – سوئد، 7 بار (1938، 1950، 1958، 1978، 1990 و دوبار در جام جهانی 1994)
دیدار نهایی تکراری: برزیل – ایتالیا (1994 و 1970)، آلمان آرژانتین (1986 و 1990)
بیشترین برد در یک دوره از جام جهانی: برزیل 7 برد 2002
بیشترین گل زده در یک دوره: مجارستان 27 گل 1954
کمترین گل خورده در یک دوره: سوئیس بدون گل خورده 2006
بیشترین گل خورده در یک دوره: کرهجنوبی 16 گل 1954
طولانیترین رکورد گل نخوردن در یک دوره: ایتالیا 517 دقیقه 1990
تیمهایی که دو دوره پیاپی قهرمان شدهاند: ایتالیا 1934 و 1938 – برزیل 1958 و 1962
بیشترین عدم راهیابی به دور دوم: اسکاتلند 8 دوره
ناکامترین تیم در صعود به جام جهانی: لوکزامبورگ 18 دوره (1934 تا 2010)
طولانیترین نوار پیروزی: برزیل 11 پیروزی 2002 و 2006
طولانیترین نوار شکست ناپذیری: برزیل 13 دیدار 2002 و 2006
طولانیترین باخت متوالی: مکزیک 9 شکست 1930 تا 1958
طولانیترین نوار عدم پیروزی: بلغارستان 17 دیدار 1962 تا 1994
طولانیترین نوار گلزنی در هر دیدار: برزیل (1930 تا 1958) و آلمان (1934 تا 1958)، 18 دیدار
رکورد بازیکنان:
بیشترین حضور در جام جهانی: لوتهار ماتئوس (آلمان) و آنتونیو کارباخال (مکزیک) 5 جام جهانی
بیشترین قهرمانی: پله (ادسون آرانتس دوناسیمنتو) برزیل 3 دوره
بیشترین حضور به عنوان کاپیتان: دیگو آرماندو مارادونا (آرژانتین) 16 دیدار
جوانترین بازیکن: نورمن وایتساید (ایرلند شمالی) جام جهانی 1982 - سن 17 سال و 41 روز
مسنترین بازیکن: رژه میلا (کامرون) جام جهانی 1994 – سن 42 سال و 39 روز
بیشترین گل زده در دیدارهای جام جهانی: رونالدو (برزیل) 15 گل
بیشترین گل زده در بازی مقدماتی جام جهانی: علی دایی (ایران) 30 گل
منبع/www.football3.ir
