<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>وب سایت اجتماعي رادبه</title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/</link>
<description>جامعه شناسی و پیرامون آن</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 29 Aug 2010 15:11:31 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نقش زنان در سریالهای ماه رمضان </title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-124.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE style=&quot;BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; id=table268 border=0 borderColor=#eaedde cellPadding=0 width=244 background=images/templatemo_thumb_frame.jpg height=170&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE id=table269 border=0 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=bottom&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.socialsciences.ir/photo/IMAGE634065899028906250.jpg&quot; width=241 height=156&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table239 border=0 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;94%&quot;&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; FONT-WEIGHT: 700&quot; color=#8a9b0f&gt;نقش زنان در سریالهای ماه رمضان&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=17&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;&lt;FONT color=#005b2e&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;
&lt;DIV align=right&gt;بی شک مردم ما به دلایل مختلف به سریالهای ماه مبارک رمضان که بعد از افطار پخش می شود علاقه زیادی دارند و هر سال شاهد آن هستیم که مردم بعد از اتمام این سریالها در ماههای آتی نیز در مورد آنها صحبت میکنند ولی صرف نظر از موضوعات این سریالها و انتقادهای فنی که بحث دیگری را می طلبد نقش کلیشه ای زنان در این سریالها می باشد که متاسفانه امسال در هر سه سریال این مسئله کاملاً مشخص و نمایان می باشد.نقش سنتی با دیدگاهی فرومایه بدون اثرات مفید در جامعه ، بر هم زننده نظم خانواده بر اثر دیدگاه لجوجانه ، خرافات پرستی و احساس گرایی وتاثیر پذیری از حرف دیگران و به کاربردن این تصمیمات در تصمیم گیریهای مهم و حیاتی...از جمله ویژگی هایی است که در این سریالها مشخصه زن ایرانی شده است.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt; حال باید پرسید که آیا این جزو واقعیت های جامعه ایرانی می باشد؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;و یا همه زنان  صبور ایرانی ویژگی هایی دارند که در هر سه سریال به آن اشاره شده است؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;آیا نمیشد که صدا و سیما در بررسی سناریو این فیلم ها دقت بیشتری کند؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;بهتر نیست که در رسانه به افزایش روحیه خود باوری در دختران و زنان جامعه کمک شود؟&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;بدیهی است که با نمایش این گونه سریالها که جزء نقش مشغول کردن اذهان جامعه و اثرات کلیشه ای مانند جدا بودن مرز خوبی از بدی و ...نقش دیگری ندارند زنان جامعه را از خودباوری و روحیه مبارزه طلبی برای رسیدن به منزلت های واقعی خود دور خواهد داشت &lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  رادبه پرنده از وبسایت تخصصی علوم اجتماعی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.socialsciences.ir&quot;&gt;http://www.socialsciences.ir&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Aug 2010 15:11:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=124</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-124.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چارلی چاپلین</title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=text style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;[ آرزو آقایی ]&lt;BR&gt;چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که ژرالدین نام دارد 
&lt;P align=left&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.fasleno.com/UserFiles/Image/volume46/Charlie_Chaplin.jpg&quot; align=middle&gt;&lt;/P&gt;استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . &lt;BR&gt;چند سال پیش وقتی ژرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ژرالدين دخترم: &lt;BR&gt;اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند. &lt;BR&gt;نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از تو دورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند. &lt;BR&gt;تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه &quot;شانزليزه&quot; ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم. &lt;BR&gt;شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو . &lt;BR&gt;من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا....... &lt;BR&gt;رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: &quot; دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .اسمش يادته؟ چارلی &quot; . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن. &lt;BR&gt;زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی از اینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربان قلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟ &lt;BR&gt;تو مرا نمی شناسی ژرالدين . در آن شبهای دور٬ بس قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستانی شنيدنی است‌: &lt;BR&gt;داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگی را چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام. &lt;BR&gt;با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آيد ٬ از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ٬ خود گريستم . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ژرالدين در دنيايی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسيقی نيست . &lt;BR&gt;نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی ٬ آن تحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ٬ فقط اين نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحساب بفرستی . &lt;BR&gt;گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :&quot; من هم یکی از آنان هستم .&quot; تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند . &lt;BR&gt;و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگران رقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوب می شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است. در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر &quot; شانزلیزه &quot; خبری نیست .نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد . &lt;BR&gt;همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد . &lt;BR&gt;من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : &quot; دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد .&quot;جستجويی لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی يافت . &lt;BR&gt;اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است . &lt;BR&gt;شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوط می کنند . &lt;BR&gt;دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد.اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم . &lt;BR&gt;به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند . &lt;BR&gt;برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم . &lt;BR&gt;اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری . &lt;BR&gt;بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....!!! &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clear&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;WIDTH: 100%; TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=send style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;
&lt;CENTER&gt;
&lt;DIV id=comment_posted&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=comment_form_block&gt;
&lt;CENTER&gt;&lt;/CENTER&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/CENTER&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=com style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=point1&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/MTRELATEDENTRIES&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Aug 2010 21:27:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=123</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي </title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-122.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://www.fasleno.com/UserFiles/Image/volume14/19.gif&quot; align=left border=0&gt;در اين بخش از سایت تصميم داریم شما را با روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي بيشتر آشنا نمايیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;براي انجام درست تحقيق بايد دانست يك تحقيق درست كدام است.و براي برانگيختن شوق جامعه شناختي در خود بايد طرحها تحقيقي ماندگار و برجسته بسياري را بخوانيد.&lt;BR&gt;دراينجا شما را با چند نمونه از روشهاي عمده كه در تحقيقات اجتماعي مورد استفاده قرار ميگيرند.آشنا مي كنم.&lt;BR&gt;سه روش عمده درتحقيقات اجتماعي است .كه عبارتند از:&lt;BR&gt;1-تحقيقات پيمايشي &lt;BR&gt;2-تحقيقات آزمايشي&lt;BR&gt;3-تحقيقات ميداني&lt;BR&gt;حال به اختصار و اجمال اين تحقيقات را معرفي ميكنم.&lt;BR&gt;تحقيقات پيمايشي&lt;BR&gt;توصيفي است از نگرش و رفتار جمعيتي بر اساس انتخاب نمونه اي تصادفي و معرف از افراد ان جمعيت و پاسخ آنها به يك رشته سوال.و محققان اجتماعي مي كوشند با استفاده از اين تحقيقات پيمايشي به تبيين پديده ها پرداخته و صرفا به توصيف آن بسنده نكنند.كه در چنين مواردي فرضيه هايي براي تبيين ساخته شده تابا مرتبط گرداندن پاسخ سوالات مختلف به يكديگر به آزمون كشيده شوند.&lt;BR&gt;تحقيقات آزمايشي&lt;BR&gt;كوششي است براي تبيين نحوه كنش بخش خاصي از واحد اجتماعي كه تحت تاثير تمهيد آزمايش قرار مي گيرد.اين روش شامل ايجاد وضعيتي است كنترل شده كه در آن افراد مورد بررسي تحت عنوان گروه آزمايش در معرض محرك آزمايش قرار مي گيرند.واكنش اين افرادبا دسته اي از افراد ديگر كه گروه كنترل خوانده مي شوند .مقايسه مي شود.دراين آزمايشها با انتصاب تصادفي افراد گروه آزمايش و گروه كنترل تاثير احتمالي تفاوت افراد بين دو گروه خنثي مي شود.&lt;BR&gt;تحقيقات ميداني&lt;BR&gt;تلاشي است براي درك و شناخت نحوه عمل يك واحداجتماعي تام نظير يك گروه يا سازمان يا اجتماع يا مناسبات دروني آن.محققاني كه از اين روش استفاده مي كنند با شركت در زندگي با شركت در زندگي اجتماعي روزمره واحداجتماعي تام و آميزش با مردم آن مي كوشند حضوشان تغييري در محيط ايجاد نكند.سپس با دقت به مشاهده امور پرداخته؛مشاهدات خويش را يادداشت كرده؛سعي مي كنند تا به درك آن محيط اجتماعي نائل آيند.&lt;BR&gt;با اين توصيفات مختصر پيداست كه هر يك از اين روشهاي تحقيق متضمن اقداماتي بس متفاوت بوده ومستلزم مهارتها و حساسيت هاي مختلفي است.من باب مثال تحقيقات ميداني غالبا براي كندو كاو بخش هايي ار حيات بشر صورت مي گيرد.چه بسا عرصه مورد مطالعه براي محقق كاملا بيگانه باشد.مانند هنگامي كه انسان شناسان به مطالعه فرهنگهاي ناشناخته ميپردازند.يا محيط آشنايي باشد كه محقق در انجا در پي كسب بينش تازه اي است .مطالعات ميداني معمولا با سوالات باز آغاز مي شوند؛با چشماني باز و بي قرار كه مشتاقانه به هر سو مي چرخند تا مبادا چيزي از نظر بيندازند.محقق بايد بس تيز بين باشد .اما مزاحم و مخل نباشد.و با آغوش باز به شناخت وضعيت هاي نامالوف بشتابد اما دچار گمراهي نشود .&lt;BR&gt;پاره اي از دانشمندان اجتماعي بر آنند كه تنها شيوه معنا دارمطالعه رفتار انسان مشاركت در محيط اجتماعي است.مطالعاتي كه بركل يك واحد اجتماعي متمركزند.و محقق به دنبال درك عمل آن واحد اجتماعي در شرايط عادي است.مطالعات ميداني مشخصه انسان شناسان است .تحقيقات انسان شناسان ابتدا منحصربه اقوام ناشناخته و بيگانه بود.سپس همان اصول تحقيق را براي مطالعه گروههاي آشنا و محيط هاي خويش بكار بردند.و بسياري از جامعه شناسان به كار ميداني روي مي آورند.كار ميداني مشخصهاولين جامعه شناسان آمريكايي است.كه حيات شهري را مطالعه مي كردند.و بعدا به منزله شيوه مطالعه موضوعاتي چون ؛محله،گروه هاي قومي ونيز نهادها(نظير مدرسه) و سازمانها باقي ماند.درمطالعات ميداني نقش محقق حائز اهميت اساسي است.شرح و توصيف مطالعات ميداني بر حسب محيط مورد مطالعه وماهييت نقش محقق درآن محيط فرق مي كند.اما در حال محقق براي شناخت واحد اجتماعي موردنظر به مشاهده عميق و طولاني &lt;BR&gt;و كنش متقابل در آن محيط مي پردازد.و چراغ راه مخقق رشته اي از ملاحظات عام است.&lt;BR&gt;طرحهاي آزمايش اما كاملا به گونه اي ديگر است.در چنين مطالعاتي محقق با ايجاد وضعيت(محرك) كاملا سنجيده اي كه باعث واكنش مي گردد در پي شناخت بخش كوچكي از رفتار و واكنش بر ميآيد قضيه(اگر....آنگاه...)كه نشان مي دهد چگونه محركي باعث واكنشي مي شود يك فرضيه است.به عبارت ديگر محور آزمايش محدود بودن آن به آزمون فرضياتي خاص است.دراينجا محقق در مقام آزمايشگر مسئوليت خطيري بر دوش دارد. ؛وي آزمايش به راه مي اندازد.و مي كوشدآن را تحت كنترل نگه دارد.تا آنچه مورد آزمون است واقعا همان موضوع مورد تحقيق باشد.&lt;BR&gt;درمطالعات آزمايشي براي يررسي واكنش افراد يا گروههاي تحت مطالعه(كه غالبا بدانها آزمايش شوندگان اطلاق مي شود)شرايط كنترل شده دقيقي به وجود مي آورند.و واكنش اين گروه آزمايش محور اصلي مطالعه آزمايشي است.مطالعات آزمايشي را مي توان هم در آزمايشگاه انجام داد.وهم درمحيط طبيعي.درآزمايشگاه محققان قادرند. با دقت بيشتري شرايط آزمايش را به وجود آورند.اما تبديل آزمايشگاه به صورت آينه تمام نماي اوضاع و احوال واقعي كاري است بس دشوار.احتمالا در مطالعه آزمايشي در محيط طبيعي نمي توان رخدادهاي جانبي و فرعي را مهار كرد.اما مزاياي محيط واقعي چه بسا بر دشوارهاي عظيم تمركز صرف بر موضوعات خاص بچربد. &lt;BR&gt;در تحقيقات پيمايشي نيز چه بسا فرضيات خاصي به آزمون كشيده شود.اما در اين نوع تحقيقات غالبا اهداف ديگري نيز درميان است.مانند توصيف و تشريح خصوصيات نمونه انتخاب شده و سنجش وجود و آثار عوامل مختلف؛محقق پيمايش هم داراي تمهيداتي است :&lt;BR&gt;يك رشته سوالات دقيقا طراحي شده(پرسشنامه)؛ گروه خاصي از افراد به منظور بررسي آنها و طرحي براي نحوه بررسي سوالات جهت دستيابي به نتايج مورد نظر.كه در اينجا محقق بايد حين گرد آوري پاسخها و تركيب آنها از نمونه اي معين . بالاخره تحليل يافته ها كاملا منظم بي طرف و خشك و رسمي باشد.&lt;BR&gt;پيمايش غالبا با تعيين افرادي كه نماينده و معرف گروه مورد بررسي اند و طرح سوالاتي &lt;BR&gt;كه بايد از آنها پرسيده شود آغاز ميشود.در ضمن بايد افزود در پيمايش همواره لازم نيست افراد محور مطالعه باشند .بل گروه يا سازمانها يا حتي كل جامعه را مي توان محور مطالعه قرار داد.همچنين ازپيمايش مي توان براي آزمودن تبيين هاي تصديق شده يانظريه ها وساختن نظريه هاي جديد سود جست.&lt;BR&gt;پيمايش ممكن است عمدتا توصيفي باشد.مانند نظر سنجي از مردم درمورد آراء شان در انتخابات آينده يا تايين نحوه راي دهي مردم در انتخابات گذشته.اگر از مردم بپرسند به چه كسي راي خواهند داد به سنجش نگرش مردم پرداخته اند.اگر بعد از انتخابات بپرسند به چه كسي راي داده اند رفتار ها را سنجيد ه اند.پيمايش ممكن است سنجش تغيير نگرش نسبت به موضوع معيني باشد. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=clear&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=send style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;
&lt;CENTER&gt;
&lt;DIV id=comment_posted&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=comment_form_block&gt;
&lt;CENTER&gt;&lt;/CENTER&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/CENTER&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=com style=&quot;CLEAR: both&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=point1&gt; &lt;FONT size=1&gt;منبع:http://www.fasleno.com/&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Aug 2010 20:54:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=122</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-122.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقش زنان در جامعه سوئد </title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-121.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE id=table268 style=&quot;BORDER-COLLAPSE: collapse&quot; borderColor=#eaedde height=170 cellPadding=0 width=244 background=images/templatemo_thumb_frame.jpg border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top&gt;
&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE id=table269 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=bottom&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;IMG height=156 src=&quot;http://www.socialsciences.ir/photo/sooed1.jpg&quot; width=241&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;TABLE id=table239 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;94%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-WEIGHT: 700; FONT-SIZE: 8pt&quot; color=#000000&gt;نقش زنان در جامعه سوئد&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD height=17&gt;
&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot;&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;
&lt;DIV align=right&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;SPAN style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff00&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000000; BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;کشور سوئد در اوايل قرن بيستم در زمره فقيرترين کشورهاي اروپايي بوده است. اکنون بر اساس آمار بين المللي و ارزيابي سازمان هاي بي طرف، يکي از پيشرفته ترين کشورهاي صنعتي جهان بوده و مردم آن از بالاترين سطح رفاه زندگي برخوردارند. اين دگرگوني نتيجه مبارزات درازمدت جنبش کارگري و سنديکايي و نيز سياستگذاري سوسيال دموکراسي در اين کشور است. اين نيروها توانسته اند آزادي، برابري و عدالت اجتماعي را در اين کشور نهادينه کرده و راه رشد و پيشرفت جامعه را هموار کنند.&lt;BR&gt;هدف از اين نوشته نگاهي دروني به روابط و مناسبات جاري در سوئد و شناخت عواملي است که آن جامعه را به سوي پيشرفت سوق داده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;حضور زنان در همه سطوح جامعه سوئد و وجود آزادي هاي اجتماعي بسيار گسترده، موقعيت تازه يي به زنان در جامعه داده است. استفاده ابزاري از زنان براي عشرت و خوشگذراني مردان تا حد زيادي از ميان رفته است. در شرايط کنوني جامعه سوئد، مرد يا زن، دوست يا شريک زندگي خود را آزادانه و با اراده خود انتخاب مي کند. در اين گزينش هيچ يک بر ديگري برتري ندارد. حضور آزادانه زنان در بازار کار نيز زنان را از وابستگي معيشتي به مردان رها کرده است و استقلال شخصي به آنها بخشيده است. نتيجه چنين موقعيتي اين است که زنان براي جلب رضايت مردان نيازي به آرايش هاي آنچناني و پوشش هاي عجيب و غريب ندارند. دوست يابي يا پيدا کردن شريک زندگي مسير طبيعي خود را در راستاي زندگي روزمره طي مي کند. در محافل شغلي، از جمله در مراکز آموزشي، بهداشتي و درماني، پوشش و آرايش زنان بسيار ساده و يکنواخت است به گونه يي که آنها را از مردان حاضر در آن محيط چندان متمايز نمي کند. در محيط بيمارستان ها زنان غالباً شلوار و پيراهن هاي بلند و هم شکل به تن دارند. ساده زيستي زنان در محيط شغلي از يک سو و فارغ بودن مردان از عقده ها و کمبودهاي جنسي از سوي ديگر، همزيستي و همکاري زنان را در سطح جامعه و به ويژه در محيط کار، خالي از هرگونه تشنج روحي يا اذيت و آزار جنسي مي کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ساده زيستي در زندگي روزمره همه سوئدي ها ديده مي شود. بعضي از روزنامه هاي سوئد در ستون «گزارش هايي از سطح جامعه»، گفت وگو با عابران در خيابان را منعکس مي کنند. روزنامه نگار از عابر مي خواهد چگونگي دستيابي به لباسي را که پوشيده است بيان کند. جالب ترين سوژه ها براي چنين گفت وگويي دختران و پسراني هستند که ظاهراً شيک پوشيده اند. وقتي به پاسخ ها نگاه مي کنيد، حداقل نيمي از لباس و حتي زينت آلات خانم ها يا از مغازه هاي دست دوم فروشي خريداري شده يا از اين و آن قرض گرفته شده است. سوئدي ها که به راستگويي عادت دارند، بي پروا از اينکه لباس دست دوم مي پوشند سخن مي گويند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سوئدي ها ساده زيستي را از سنين کودکي مي آموزند. در محله ما در طول سال، بارها آگهي تعويض لباس و وسايل ورزشي به چشم مي خورد. روزي معين همه خانواده ها لباس هاي کودکان خود را که به علت رشد سريع آنها قابل استفاده نيست در يکي از مدارس به معرض فروش مي گذارند. آنها در همان بازار مکاره لباس ها يا وسايل ورزشي مورد نياز فرزندان خود را از ساير خانواده ها خريداري مي کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در فاصله نه چندان دور از خانه ما در يک منطقه گردشي در دامن طبيعت، محوطه وسيعي است که در آن وسايل سرگرمي کودکان و نوجوانان، از جمله زمين هاي بازي گلف و اسب سواري وجود دارد. هرساله در طول چهار ماه از بهار تا تابستان، هر يکشنبه بازاري در آنجا داير مي شود. خانواده ها وسايلي را که برايشان قابل استفاده نيست در صندوق عقب ماشين شان گذاشته و در اين بازار در معرض فروش مي گذارند. غالباً همه افراد خانواده در اين بازار فعاليت مي کنند. گاه چهره هاي معروف و شناخته شده يي را در اين بازار مي بينيد که فروشنده يا خريدارند. در سوئد هر کاري که براي ديگران مزاحمت ايجاد نکند و به کسي آسيب نرساند، مجاز، محترم و قابل تحمل است. چنين مراکزي در سطح سوئد بسيار است. مردم هم به گردش و تفريح و هم به خريد و فروش مي پردازند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شيک پوشي و لباس مرتب فقط هنگام شرکت در يک ميهماني، از قبيل جشن تولد، مراسم تدفين يا شرکت در يک همايش مورد استفاده است. شرکت کنندگان در اين گونه مراسم، به خاطر احترام به ميزبانان يا احترام به جمعي که در آنجا حضور دارد، لباس مرتب مي پوشند. در چنين مواردي است که آقايان از کراوات و خانم ها از لباس هاي رسمي خود استفاده مي کنند. از جمله مهم ترين جشن ها در سطح جهان جشن جايزه نوبل است که هرساله در سوئد برگزار مي شود. پس از تقسيم جوايز که توسط شاه در خانه کنسرت استکهلم صورت مي گيرد، ميهمانان را با اتومبيل و اتوبوس به سالن بزرگ شهرداري استکهلم که به «خانه شهر» معروف است، مي برند. در آنجا از همه ميهمانان با شامي تشريفاتي پذيرايي شده و در پي آن، جشني بزرگ و مجلل برگزار مي شود. در اين جشن هرساله از دو هزار ميهمان پذيرايي مي شود. اين يکي از مجلل ترين و باشکوه ترين جشن هاي بزرگ در سطح جهان است که در آن بسياري از دانشمندان و پژوهشگران و خانواده هاي آنها و نيز افراد معروف و سرشناس جامعه سوئد شرکت مي کنند. در اين مراسم آقايان به طور عموم کت و شلوار مشکي و پيراهن سفيد مي پوشند و خانم ها لباس خود را آن طور که دوست داشته باشند انتخاب مي کنند. تلويزيون سوئد اين مراسم را مستقيماً پخش مي کند و طي آن با برندگان جايزه نوبل، خانواده هاي آنها و نيز افراد موثر در اين مراسم به گفت وگو مي پردازد. سال پيش از يک خانم طراح لباس نيز دعوت کرده بودند تا به عنوان سرگرمي درباره لباس خانم هاي شرکت کننده اظهارنظر کند. اين خانم طراح گشتي در ميان ميهمانان زد و چهار خانم را که لباس آنها متنوع و استثنايي به نظر مي آمد جلو دوربين تلويزيون آورد و با آنها گفت و شنودي داشت. از جمله مي پرسيد آنها لباس خود را از کجا تهيه کرده اند. يکي از دو خانم سوئدي که لباس شان خيلي جلب توجه مي کرد، با افتخار توضيح داد براي تهيه لباس به يک مغازه دست دوم فروشي رفته و با جست وجو در بين لباس هاي گوناگون آن پيراهن را پيدا کرده و خريده بود. خانم سوئدي ديگري که يک نويسنده سرشناسي بود توضيح داد پيراهنش را از يک موسسه تئاتر قرض گرفته است. او مي گفت روزگاري اين پيراهن را بازيگري در نقش ملکه در نمايش هملت پوشيده است. او نقل مي کرد کسي فکر نمي کرد آن لباس به تن او زيبنده باشد. وقتي پوشيده بود همه گفته بودند او 30 سال مسن تر از آن است که آن پيراهن را بپوشد ولي وي بدون توجه به نظر ديگران آنچه را که خود دوست داشت پوشيده و به جشن آمده بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;کودکان در جامعه سوئد&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سازمان نجات کودکان امريکا هرساله رفاه مادران و کودکان را در کشورهاي مختلف جهان مورد بررسي قرار مي دهد. در اين پژوهش، بهداشت، سلامتي، ميزان تحصيلات، ميزان فعاليت هاي اجتماعي و نرخ مرگ و مير کودکان مورد مطالعه قرار مي گيرد. نتيجه اين بررسي که به نام «بيلان مادران» (مادرز ايندکس رنکينگ) منتشر مي شود نشان مي دهد کدام کشورها بهترين شرايط را براي رفاه مادران و کودکان فراهم کرده اند. در بين بيش از صد کشور که هرساله مورد مطالعه قرار مي گيرند، سوئد جايگاه خود را به عنوان بالاترين مقام از نظر شرايط رفاهي کودکان و مادران همواره حفظ مي کند. اين بررسي ها نشان مي دهد تندرستي و رفاه کودکان رابطه تنگاتنگي با تندرستي و رفاه مادران دارد. اين پژوهش همچنين حاکي از آن است که ميزان مرگ و مير کودکان در کشورهايي که داراي ميزان سواد بالاتري بوده و استفاده از وسايل ضدبارداري در آنها رايج است، به شدت کاهش مي يابد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در بيلان رفاهي کودکان و مادران همواره کشورهاي شمال اروپا در صدر جدول بوده و کشورهاي فقير آفريقايي و آسيايي که داراي شرايط غم انگيزي براي کودکان و مادران هستند، در پايين ترين رده قرار دارند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کودکان آينده سازان کشورشان خواهند بود. در حالي که اتحاديه اروپا به سوي يکپارچگي مي رود و دير يا زود جامعه بشري به سوي يگانگي گام خواهد برداشت، بايد گفت کودکان آينده سازان جهان هستند. ما بايد آنها را چنان پرورش دهيم که تجربيات تلخ گذشته تکرار نشود و آنها بتوانند در جهاني از صلح و دوستي زندگي کنند. اين آينده سازان بايد از سلامت جسمي و روحي برخوردار باشند تا زندگي انسان هاي آينده بر پايه خوشبختي ادامه يابد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در سوئد، کودک از دوران جنيني تا زماني که به يک عنصر مفيد جامعه تبديل شود و براي جامعه بازدهي داشته باشد، مورد حمايت نهادهاي دولتي قرار مي گيرد. مرکز بهداشت منطقه محل سکونت مادر وظيفه دارد شرايط رشد جنين، تولد نوزاد و شرايط رشد و پرورش کودک را به گونه يي فراهم کند که تضمين کننده سلامتي و رشد صحيح اين عضو آينده جامعه باشد. وقتي خانمي باردار مي شود، اداره بهداشت محل مسووليت مراقبت از جنين را برعهده مي گيرد. براساس برنامه يي که در اختيار والدين قرار مي گيرد، مادر و جنين در فواصل معين زماني مورد معاينه قرار مي گيرند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آقاي «لارش» که معتاد به سيگار است چندين بار به اداره بهداشت محل فرا خوانده شده است. مسوولان بهداشت زيان هاي دود سيگار را براي جنيني که در رحم همسرش در حال رشد است، به او يادآور مي شوند و از او مي خواهند مانند ساير معتادان، سيگار خود را در فضاي آزاد بيرون خانه دود کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;علي يعقوب پدر عرب تباري که راهنمايي هاي اداره بهداشت را رعايت نکرده بود و به يادآوري هاي مداوم آنها بي اعتنا بود و همچنان دود غليظ سيگارش را در فضاي بسته خانه رها مي کرد، از حضور در خانه يي که در آن جنيني در حال رشد بود منع شد تا جنين از عوارض دود سيگار در امان باشد. علي تا زماني که نتواند از سيگار کشيدن در خانه خودداري کند، حق ورود به آنجا را نخواهد داشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پدر و مادر آينده بايد همراه با هم در کلاس هايي که اداره بهداشت براي آنها ترتيب مي دهد شرکت کنند. در اين کلاس ها مسائل ضروري بهداشتي در دوران بارداري آموزش داده مي شود. مرد و زن ورزش ها و تمرينات بدني ويژه يي را فرا مي گيرند تا با همکاري آنها، مادر به ورزش و حرکات مفيد براي رشد جنين بپردازد. با نزديک شدن موعد زايمان، آموزش ها پيرامون چگونگي زايمان ادامه پيدا مي کند. در دوران نزديک به زايمان و نيز در جريان زايمان بايد مرد در کنار همسرش حضور داشته باشد و با انجام کمک هايي به همسرش، جريان زايمان را براي همسرش راحت تر کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مراقبت هاي بهداشتي و درماني در دوران جنيني به طور رايگان در اختيار خانواده ها قرار مي گيرد. به اين ترتيب يک زن حامله از تغذيه لازم و کافي برخوردار است، خانه و محل زندگي او شرايط مناسب براي يک مادر باردار را دارد، جنين در جايگاه خود به رشد طبيعي اش ادامه مي دهد و با سوخت و سازي تند به فزون بخشي سلول هايش مي پردازد و بزرگ مي شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتي مادر و جنين او در پوشش مراقبت هاي بهداشتي و توجه اداره اجتماعي هستند، پدر نيز با خيالي آسوده به تلاش براي تامين هرچه بهتر زندگي آينده شان خواهد کوشيد و در هر شغل و حرفه يي که باشد به تلاش براي پيشبرد وظيفه شغلي اش ادامه خواهد داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قبل از به دنيا آمدن کودک، ماموران بهداشت منطقه از خانه يي که بناست کودک در آن نگهداري شود ديدن مي کنند تا مطمئن شوند امکانات اوليه و ضروري بهداشتي و رفاهي کودک وجود دارد. در صورتي که خانواده يي فاقد چنين امکاناتي باشد، اداره اجتماعي محل موظف است وسايل لازم را در اختيار آن خانواده قرار دهد. داشتن فضاي کافي مسکوني، داشتن آب سرد و گرم در منزل، داشتن حمام، يخچال، فريزر و وسايل بهداشتي و وسايل خواب از ضروريات به شمار مي آيد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در همين بازرسي، موقعيت پدر و مادر در خانواده نيز ارزيابي مي شود. اگر نارسايي هاي رفتاري يا رواني يا مشکلات اجتماعي مشاهده شود، اداره اجتماعي موظف است کودک را از آن خانواده گرفته و به خانواده يي که شرايط رشد و پرورش کودک را داشته باشد منتقل کند. قوانين رفاهي در سوئد به خانم هاي شاغل و باردار اجازه مي دهد از 60 روز قبل از زايمان مرخصي شغلي گرفته و حقوق خود را از صندوق بيمه هاي اجتماعي دريافت کنند. اين حقوق که «پول والدين» ناميده مي شود پس از تولد نوزاد نيز براي 480 روز به پدر و مادر تعلق مي گيرد. آنها مي توانند تا سن هشت سالگي کودک هرگاه نياز باشد از کار خود مرخصي گرفته و با استفاده از پول والدين در خانه بمانند و از کودک خود نگهداري کنند. علاوه بر اين پدر و مادري که کار مي کنند، مي توانند به مدت 18ماه پس از تولد کودک به طور انفرادي در خانه مانده و از کودک خود نگهداري کنند. هر يک از والدين که در خانه بماند، 80 درصد حقوق خود را دريافت مي کند. زماني که صرف نگهداري کودک در خانه مي شود، به عنوان سابقه شغلي آنها به شمار مي آيد و همه مزاياي شغلي مانند کساني که در آن مدت کار کرده اند به آنها نيز تعلق مي گيرد. به اين ترتيب حضور زنان در فعاليت هاي جامعه به معناي از ميان رفتن نقش آنها به عنوان مادر نيست. براي آنکه همه بار مراقبت از کودکان به دوش يکي از والدين نباشد، هر کدام از آنها موظف هستند حداقل سه ماه از مجموعه 18 ماه را به مراقبت از کودک خود بپردازند. بنابراين وقتي مي شنويم يک وزير يا مديرکل مرد براي نگهداري از کودکش به مدت سه ماه از کار کناره گيري مي کند، امري عادي به شمار مي رود زيرا وي بر اساس وظيفه قانوني خود بايد حداقل سه ماه از 18 ماه را در خانه بماند و از کودک مراقبت کند. علاوه بر اين تا زماني که کودک زير هشت سالگي باشد، پدر يا مادر مي توانند تا 25 درصد از زمان کار خود بکاهند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در سوئد هر گاه خانواده يي در پاسخگويي به نيازهاي کودک ناتوان باشد کودک را از آن خانواده مي گيرند و با نظارت اداره اجتماعي او را به خانواده يي که شايستگي تربيت کودک را داشته باشد، مي سپارند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پدر و مادر معتاد، بيمار، بدخو و کساني که داراي مشکلات رواني باشند نمي توانند کودکي را به بهانه اينکه فرزند آنهاست در گرو خود بگيرند و مطابق ميل خود با او رفتار کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;کودکان متعلق به جامعه هستند&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در نگاه رسمي جامعه سوئد، هر کودکي متعلق به جامعه است. خانواده و پدر و مادر، داوطلباني هستند که مسووليت نگهداري امانت جامعه را برعهده گرفته اند. از اين رو هرگاه خانواده يي نتواند از اين امانت به خوبي نگهداري کند، کودک را از آن خانواده مي گيرند و به خانواده يي که شايستگي نگهداري و پرورش کودک را داشته باشد، مي سپارند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسياري از هزينه هاي رشد و مراقبت کودک از مرحله جنيني تا پايان دبيرستان برعهده دولت است. خانواده يي که از کودکي نگهداري مي کند، بايد با رعايت حقوق کودک، وسايل رشد و تربيت او را فراهم کند. اگر در شيوه رفتاري و تربيتي خانواده نارسايي هاي جدي وجود داشته باشد، آن خانواده حق داشتن فرزند را از خود سلب کرده است. نمونه يي از اين رويداد را در داستان زير مي خوانيد. بعدازظهر شنبه بود که زنگ در آپارتمان به صدا درآمد. احمد از چشمک پشت در نگاه کرد. دو خانم پشت در بودند. موي بور آنها نشان مي داد غريبه هستند. در حالي که از مزاحمت بي وقت آنها زير لب گلايه مي کرد به خود گفت او را با غريبه ها کاري نيست. به اتاق پذيرايي برگشت. بار ديگر که زنگ در به صدا در آمد، از همسرش مريم خواست ببيند غريبه ها چه مي خواهند. مريم داشت موهايش را با دست صاف مي کرد که مشتي بر در کوبيده شد. او در را کمي گشود و از شکاف در با ديدن پليس زن و خانم همراهش يکه خورد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مريم 15 سال در سوئد زندگي کرده بود و به حکم زن بودن فقط در خانه مانده بود و خانه داري کرده بود. احمد هم در ميدان تره بار سال هاي سال، صبح را به شب رسانده بود بدون اينکه زبان سوئدي را ياد بگيرد. او هر وقت کاري اداري يا درماني داشته است از حق داشتن مترجم براي خارجيان استفاده کرده و هزينه آن را دولت پرداخته بود. مراد پسر 11 ساله خانواده که براساس قوانين سوئد اجباراً به مدرسه رفته بود سوئدي مي دانست. او تنها پل ارتباطي بين پدر و مادرش با جامعه سوئد بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ماموران شهرداري و پليس وارد آپارتمان شدند. بوي غليظ غذاهاي آسيايي شامه سوئدي ها را که کمتر در خانه پخت و پز مي کنند، مي آزرد. در يک آپارتمان دواتاقه 70 متري سر و کله شش نفر پيدا شد. حضور اين همه آدم در آپارتماني کوچک با استاندارد سوئد بيگانه است. خارجي هايي که براي پول جمع کردن به سوئد مي آيند، اين امکان رفاهي را بر خود حرام مي کنند و در هر اتاق به جاي يک يا دو نفر، يک خانواده زندگي مي کند. طبق قانون همه کساني که در سوئد اجازه کار و اقامت دارند بايد از امکانات رفاهي مشابه سوئدي ها برخوردار باشند. يکي از آن امکانات، داشتن مسکني است که بتوان در آن راحت زندگي کرد. برخي از خارجي ها که فقط براي پول پس انداز کردن به سوئد آمده اند و به جاي يک شيفت کار دو شيفت يا بيشتر کار مي کنند، آپارتمان هاي خود را دست دوم اجاره مي دهند و خود به طور شريکي در يک آپارتمان ديگر به سر مي برند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مددکار اجتماعي و مامور پليس اين بار کاري به تنگ زيستن آنها نداشتند. اين بار صحبت درباره لکه هاي کبودي است که زير چشم مراد ديده شده است. مراد را از دو هفته پيش به بهانه مريضي در خانه نگه داشته بودند. ديروز وقتي پس از اين غيبت طولاني در مدرسه حاضر شده بود، معلم وضع او را غيرعادي تشخيص داده و به روانشناس مدرسه گزارش داده بود. روانشناس مراد را احضار کرده بود و پس از گفت وگو با مراد، با پليس و اداره اجتماعي تماس گرفته بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پدر و مادر مراد در برابر ماموران، خود را به کر و لالي زده بودند. مامور اداره اجتماعي مجبور شد از اداره مترجمين کمک بخواهد. گفت وگو و ترجمه از راه تلفن انجام مي شد. احمد با پرخاش از ماموران خواست از حريم خانه اش دور شوند. او از گستاخي ماموران شگفت زده بود که بي پروا در مسائل شخصي او دخالت کرده بودند. او حضور ماموران را تجاوز به حق مطلق خود مي دانست. احمد مانند پدر و پدربزرگش و همه مردهاي روستايي در کشورش، حاکم مطلق و فرمانده بي چون و چراي خانواده بود. احمد از اينکه ماموران اعتراضات او را نا ديده گرفته بودند عصيان زده با زباني که سوئدي ها آن را نمي فهميدند حرف هايش را تکرار مي کرد. ماموران معني حرف هاي احمد را نمي فهميدند. مترجم نيز از راه تلفن آنها را درست نمي شنيد. اما بلندي صدا، حرکت دست ها، چين هاي عميق روي پيشاني و لب هاي به هم فشرده احمد، محيط خانه را نا امن کرده بود. ماموران پشت به در اصلي آپارتمان که همچنان باز مانده بود ايستاده بودند تا در صورت نياز راه گريزي داشته باشند. مامور پليس با تلفني که در دستش مي فشرد، گزارش داد در برابر افرادي خشن و نامطمئن قرار گرفته است. از مرکز پليس کمک خواست. مقاومت و خشونت احمد بيشتر از آن بود که پليس پيش بيني کرده بود. دقايقي بعد دو پليس مرد دست هاي فرمانده مطلق خانه را به هم قفل زدند و بازوهاي زمخت او را از دو سو مهار کردند تا از حرکات تهديد آميز او جلوگيري کرده باشند. اين لحظه نقطه شکستي در درازاي عمر احمد بود. او از عرش مردسالاري و فرمانروايي به حصار تنگ بين دو پليس سقوط کرده بود و دستان نيرومند او عاجزانه در قفل و زنجير بي حرکت مانده بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;با خروج احمد از خانه، جو آرام شد. مددکار اجتماعي به اتاق مراد رفت و با او به گفت وگو نشست. قبلاً اين مامور در حضور روانشناس، چندين بار با مراد ديدار کرده بود. مراد که در يادگيري درس هاي مدرسه ناموفق بود بارها مورد سوال و جواب معلم و روانشناس مدرسه قرار گرفته بود و مدرسه نيز اداره اجتماعي را در جريان گذاشته بود. آنها که از وضع نامساعد مراد در خانواده اش اطلاع داشتند، به او قول داده بودند او را از خانه يي که براي او شکنجه گاه بود رها کنند. آنها به مراد گفته بودند پدر و مادري برايش پيدا خواهند کرد که او را دوست داشته باشند و به او و خواست هاي او احترام بگذارند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتي مراد در ميان مددکار اجتماعي و مامور پليس زن از خانه بيرون برده مي شد، شيون مادرش او را متاثر کرد. چند بار کلمه «مادر» را به زبان آورد و آخرين صدايي که به گوش مادرش رسيد اين بود که «ماما دوستت دارم».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما مادر او نمي توانست محيط تربيتي لازم را براي مراد فراهم کند. او زني بي سواد بود که کلمه يي سوئدي نمي دانست و به فرمانبرداري از شوهر خو گرفته بود و حکومت مطلقه او را حق مرد بودن اش مي دانست. اگر اين فضاي تربيتي براي مراد ادامه پيدا مي کرد، از مراد يک احمد ديگر ساخته مي شد.اداره اجتماعي از طريق رسانه هاي خبري اعلام مي کند براي نگهداري يک کودک، نياز به يک خانواده واجد شرايط تربيتي و نگهداري از کودک دارد. متقاضيان مشخصات خود را به اين اداره مي فرستند. پس از بررسي وضع خانواده ها، آن که بهترين امکانات را براي رشد و پرورش کودک دارد، انتخاب مي شود. با انتقال کودک به آن خانواده و تغيير نام کودک، تماس او براي هميشه با خانواده اولش قطع مي شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انتقال کودکي از يک خانواده به خانواده يي ديگر در سوئد پشتوانه قانوني دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در سال 2008، حق نگهداري کودک از 176 خانواده در سوئد سلب شده است و کودک آنها به خانواده هاي صاحب صلاحيت منتقل شده است. سلب حق نگهداري کودک، براي هميشه صورت مي گيرد. بنابراين کودک منتقل شده هرگز به خانواده اصلي خود برنخواهد گشت. علاوه بر آن در همين سال، 22700 کودک و نوجوان زير 20 سال که دچار عوارض نادرست رفتاري بوده اند، توسط اداره اجتماعي به مراکز تربيتي کودکان يا خانواده هايي غير از خانواده خود منتقل شده اند. به عبارت ديگر کمي بيش از يک درصد از کل کودکان و نوجوانان زير 20 سال تحت مراقبت ويژه اداره اجتماعي يا خانواده يي جديد قرار گرفته اند. 75 درصد اين جابه جايي ها، با تمايل خانواده يا خود کودک انجام شده و 25 درصد بقيه با اجبار بوده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سوئد اولين کشور جهان است که از سال 1979 تنبيه کودکان را ممنوع کرده است. در حال حاضر چنين قانوني تنها در 23 کشور جهان به تصويب رسيده است. هنوز در کشورهاي آنگلوساکسون مانند امريکا، انگلستان، کانادا و نيوزيلند، مقاومت شديدي در برابر چنين قانوني وجود دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اخيراً پژوهش هاي علمي نشان داده است تنبيه کودکان، درجه هوشمندي آنها را کاهش مي دهد. هر چه کودکي بيشتر مورد ضرب و شتم اطرافيان خود قرار گيرد، هوش و استعداد او بيشتر افت پيدا خواهد کرد. بيشترين کاهش هوشمندي نزد کودکاني ديده شده است که در سنين نوجواني مورد تنبيه قرار گرفته باشند. علت تاثيرگذاري تنبيه بر هوشمندي اين است که کودک تنبيه شده به عارضه استرس مزمن دچار مي شود. پژوهش هاي ژنتيکي نيز حاکي از آن است که تنبيه بدني در دوران کودکي، باعث تغييرات ژنتيکي در مغز کودک مي شود. نتيجه همين تغييرات است که فعاليت ذهني کودک را کند کرده و درجه هوشمندي او را کاهش مي دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در اين ارتباط، پژوهشي به منظور مطالعه رابطه هوشمندي با تنبيه بدني انجام شده است که 17 هزار نوجوان از 32 کشور را دربرمي گيرد. بيلان نهايي اين پژوهش نشان مي دهد ميانگين درجه هوشمندي نوجوانان در سوئد، بلژيک و هلند، بالاترين مقام را بين 32 کشور داشته است. در اين ميان جنوب آفريقا و تانزانيا در رديف آخر قرار مي گيرند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;آموزش و پرورش کودکان&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کمون ها (شهرداري ها) وظيفه دارند براي هر کودک متقاضي بالاي يک سال ظرف چهارماه جايي در مهدکودک آماده کنند. اين قانون از سال 1995 در سوئد به اجرا گذاشته شده است. خانواده هايي مي توانند از اين قانون استفاده کنند که والدين هر دو به کار مشغول باشند. بچه هايي که والدين آنها بيکارند يا دوران مرخصي 18ماهه بعد از تولد را مي گذرانند، حق دارند 15 ساعت در هفته را در مهدکودک بگذرانند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بخش ناچيزي از هزينه مهدکودک را بايد خانواده کودک به طور ماهيانه بپردازد. اين هزينه نبايد بيش از 3 درصد مجموع درآمد ماهيانه خانواده باشد. مهد کودک بچه ها را در روزهاي کاري از ساعت 6 صبح تا حداکثر شش بعدازظهر نگهداري مي کند. بچه ها در زماني که در مهد کودک هستند همه وعده هاي غذايي و تنقلات بين آنها را رايگان دريافت مي کنند. کودکان واجد شرايط مي توانند همه روزهاي کاري را تا سن شش سالگي در مهد کودک بگذرانند. همه کارکنان مهد کودک بايد از آموزش هاي لازم برخوردار باشند. مربيان مهد کودک بايد شرايطي را براي بچه ها فراهم کنند که تمايزي براي پسر يا دختر بودن ديده نشود. مثلاً در تقسيم وسايل بازي که از ماشين آلات استفاده مي شود، قبل از اينکه پسرها همه ماشين هاي اسباب بازي را تصاحب کنند، به دخترها شانس اولين انتخاب ها را مي دهند. براي متعادل کردن جنس مربيان که بيشتر زن هستند، اکنون مردها براي اشتغال در مهدکودک امتياز دارند. بچه ها بايد در مهدکودک بياموزند بين حقوق آنها و جنس مخالف شان تفاوتي نيست بلکه همه داراي حقي يکسان و احترامي مساوي هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مربيان مهد کودک در آخر هر هفته يک گزارش کتبي براي خانواده کودک مي فرستند. با اين گزارش آنچه را در طول هفته انجام داده اند به اطلاع والدين کودک مي رسانند. اگر کودکي خارج از معيارهاي معمول رفتار کند بايد با والدين کودک پيرامون مشکلات او صحبت کنند و براي اقدامي مناسب بينديشند. هر ترم يک بار خانواده کودک به يک ديدار 45دقيقه يي دعوت مي شود تا پيرامون مسائل مربوط به هر کودک با مربيان گفت وگو کنند. يک بار در هر ترم نيز ملاقات دسته جمعي بين کارکنان مهد کودک و والدين کودکان صورت مي گيرد تا مسائل عمومي مورد بحث قرار گيرد و والدين نيز پيشنهادهاي خود را مطرح کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هزينه درمان و دارو و همچنين هزينه دندانپزشکي کودکان و نوجوانان تا 18سالگي برعهده دولت است. خانواده ها از بدو تولد کودک تا 16سالگي هر ماه کمک هزينه دريافت مي کنند. کمترين کمک هزينه ها به اولين بچه خانواده تعلق مي گيرد. از بچه دوم به بعد به نسبت بالا رفتن تعداد بچه ها کمک هزينه هر بچه افزايش پيدا مي کند&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=right&gt;به نقل ازhttp://www.socialsciences.ir&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Jul 2010 20:55:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=121</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-121.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>افتتاح وبسایت تخصصی علوم اجتماعی</title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-120.aspx</link>
<description>وبسایت تخصصی علوم اجتماعی به مدیریت رادبه پرنده و با همکاری دوستان افتتاح شد.امید است که علاقه مندان به مسائل اجتماعی و دانشجویان رشته های گوناگون علوم انسانی در تکمیل و پربارتر شدن این سایت همکاری کنند.وبسایت تخصصی علوم اجتماعی میدانی وسیع برای نظرها و مقالات و تجربیات شماست.منتظر حضور گرمتان هستیم...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.socialsciences.ir&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;http://www.socialsciences.ir&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Jul 2010 22:48:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=120</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-120.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمی هم از طبیعت...</title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=publishedtitle&gt;خواص درمانی لیمو ترش&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=publishedtitle&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=publishedcontent&gt;
&lt;DIV class=imgleft&gt;&lt;A href=&quot;http://www.senmerv.com/archives/000160.php&quot;&gt; &lt;BR&gt;&lt;/A&gt;لیمو سرشار از خواص درمانی &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV float=&quot;right&quot;&gt;آب لیمو ترش و اسانس آن برای بدن، ذهن و روح بسیار مفید است. اسانس لیمو به واسطه انرژی زا بودن آن مشهور است. در کشور ژاپن به واسطه اثرات شاداب کننده و فرح بخش این اسانس، آن را به هنگام کارکردن کارمندان در فضا منتشر میکنند. همچنین میتوان از چند قطره از اسانس لیمو به عنوان بخور استفاده کرد، یا مقداری ازآن را در وان حمام ریخت. این کار باعث سرحال شدن کلیه اعضا بدن میشود. البته نباید هرگر اسانس لیمو را بدون رقیق کردن برروی پوست بکار برد زیرا باعث بروز مشکلات پوستی میشود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;B&gt;درخشان کننده چشمها : &lt;/B&gt;سعی کنید در نوشیدنی هایتان از آب لیمو استفاده کنید. فرضا&quot; هر روز صبح یک عدد لیمو را با مقداری آب گرم میل کنید. نوشیدن این مایع به جای نوشیدن چای باعث میشود شما بدن سالمتری داشته باشید. همچنین در اثر نوشیدن مایعات حاوی آب لیمو، چشمهای شما درخشانتر شده و پوستی سرحال تر از قبل خواهید داشت. در صورت تمایل برای بهتر کردن طعم آن میتوانید از شکر یا عسل استفاده کنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;تسکین دهنده گلودرد : &lt;/B&gt;لیمو دارای اثرات ضد عفونی کننده و قابض است و بدین جهت میتوان از آن برای درمان گلودرد استفاده نمود. با توجه به مقدار بسیار زیاد ویتامین &quot;ث&quot; موجود در لیمو، مصرف آن باعث افزایش مقاومت سیستم ایمنی بدن میشود. برای فرد مبتلا به آنفلونزا و سرماخوردگی مصرف مخلوطی از آب لیمو تازه با عسل در یک لیوان آب گرم بسیار مفید است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;نیرو بخش و تب بر : &lt;/B&gt;مصرف آب لیمو باعث کاهش تب در افراد بیمار میشود. به عنوان مثال اگر چند قطره از اسانس لیمو یا مقداری آب لیمورا به آب سرد اضافه کنید، سپس با استفاده از یک دستمال آن را روی پیشانی تب دار قرار دهید، این کار باعث کاهش تب وتقویت نیروی بدن خواهد شد. ذکر این نکته ضروری است که قبل از قرار گرفتن در مقابل نور آفتاب باید از قرار دادن اسانس لیمو به صورت مستقیم برروی پوست خودداری شودزیرا ممکن است باعث بروز حساسیتهای پوستی گردد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;تسکین دهنده درد : &lt;/B&gt;لیمو باعث تسکین سردردهای معمولی و سردردهای میگرنی میشود. برای این منظور میتوان 5 قطره اسانس لیمو را در25 میلی لیتر از یک روغن حامل مناسب (مانند روغن بادام) مخلوط کرد و آنرا با استفاده از یک دستمال کتانی برروی ناحیه مبتلا به درد ماساژ داد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;پاک کننده پوست : &lt;/B&gt;اگر پوست شما چرب است میتوانید آنرا با لیمو که یک ماده قابض است تمیز کنید. به این ترتیب که یک قاشق چای خوری آب لیمو را در دو فنجان آب مقطر بریزید و با یک پنبه تمیز صورت خود را با آن پاک کنید. این کار باعث کاهش چربی پوست میشود و از پدید آمدن جوشهای صورت جلوگیری میکند. در صورت استفاده از این لوسیون برای جلوگیری از رشد باکتریها بهتر است هرروز یک محلول تازه درست کنید. مصرف این محلول باعث خشک شدن پوست میشود و برای پوستهای چرب بسیار مفید است. اما در صورت داشتن پوست خشک از مصرف آن خودداری کنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;
&lt;DIV class=imgleft&gt;&lt;IMG alt=lemon src=&quot;http://www.senmerv.com/images/lemon2.jpg&quot; border=1&gt; &lt;BR&gt;&lt;/A&gt;شاخه ای از یک درخت لیمو &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV float=&quot;right&quot;&gt;&lt;B&gt;ضد شوره و بر طرف کننده خارش پوست سر : &lt;/B&gt;آب لیمو برای پوست سر بسیار مفید است و شوره سر را کاهش میدهد. عصاره حاصل از آبگیری یک لیموی تازه را حدود 10 دقیقه برروی پوست سر مالش دهیدو سپس آن را با آب به طور کامل بشوئید. همچنین آب لیمو میتواند به عنوان یک تقویت کننده مو وضد خارش، به صورت ماساژ برروی پوست سر استفاده شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;B&gt;ضد سرماخوردگی : &lt;/B&gt;آب لیمو یک ضد ویروس عالی میباشد و همچنین مصرف آن برای سرماخوردگی شدید بسیار مفید است. بدین منظور یک عدد لیمو را با مقداری نمک میل کنید. در صورت تمایل میتوان عصاره گرفته شده را در آب رقیق کرد و سپس مصرف نمود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;یک حالت دهنده خوب برای موها : &lt;/B&gt;بعلاوه شستشوی موی چرب با استفاده از آب لیمو باعث کاهش چربی آن میشود. به این صورت که عصاره حاصل از ابگیری دو عددلیمو در یک لیتر آب مورد استفاده قرار دهید و موهایتان را با این محلول بشویید. این روش باعث درخشان و شاداب شدن انواع موها میشود. همچنین مصرف آن باعث میشود موهای طلایی رنگ روشنتر شوند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نرم کننده مناسب برای پوست آرنج : &lt;/B&gt;برای نرم کردن پوست زبر ناحیه آرنج، آرنجتان را حدود 10 دقیقه برروی یک برش لیمو ترش فشار دهید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;تقویت کننده حافظه : &lt;/B&gt;لیمو تقویت کننده حافظه است. چند قطره از اسانس لیمو را روی یک دستمال ریخته و از طریق بینی استنشاق کنید. همچنین میتوان این کار را در مواقعی انجام داد که میخواهید چیزی رابه یاد بیاورید. مغز شما با استنشاق اسانس لیمو نیروی تازه ای بدست خواهد آورد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;آرامش دهنده روح : &lt;/B&gt;لیمو همواره به عنوان یک ماده تسکین دهنده روح مطرح بودهاست. استشمام رایحه معطر لیمو در طی تمرینات تمرکز و تعمق روح (مدیتیشن) بسیار مفید است. برای انجام این کار کافی است که سه قطره از اسانس لیمو را به یک کاسه حاوی آب گرم افزود و آنرا در هوای اتاق قرار دهید. به این ترتیب در طول استشمام رایحه معطر لیمو به یک آرامش مطلوب فکری و روحی دست خواهید یافت.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Jul 2010 22:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=119</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وبسایت تخصصی علوم اجتماعی</title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000cc size=3&gt;اطلاعیه وبسایت رادبه:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000cc size=3&gt;به زودی وبسایت تخصصی علوم اجتماعی راه اندازی خواهد شد، &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000cc size=3&gt;از علاقه مندان جهت راهنمایی و ارائه پیشنهاد ها برای راه اندازی &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سایت دعوت به عمل می آید...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Jun 2010 21:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=118</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معضلات آموزشی سیستم دانشگاهی کشور </title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;یکی از معضلات آموزشی سیستم دانشگاهی کشور&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;ما توجه بیش از حد به حجم و کمیّت پایاننامه های دانشجویی است. دانشجویان &lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;مقاطع دکتری و کارشناسی ارشد &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;برای جلب رضایت اساتید، بعضاً با استفاده از شیوة کپی- پیست (copy &amp; paste) حجم پایاننامه ها را افزایش می دهند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;هر چند که پیش زمینة نوشتن پایاننامة خوب، مرور و خواندن مطالب قبلی و احاطه کامل به حوزة تخصصی مورد نظر است، اما باید توجه داشت که پایاننامه، جزوة آموزشی و یا کتاب درسی نیست و ذکر مفصل مطالب پیشین غیر از تکرار واضحات چیز دیگری نیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;دوستی تعریف می کرد که در جلسة پیش دفاع یکی از دانشجویان دکتری، اساتید حاضر در جلسه، پایاننامه را رد کردند. دلیل این امر هم صرفاً این بوده که حجم پایاننامه کم است و شمار رفرنس های مورد استفاده نیز قابل توجه نیستند. جالب اینکه حجم پایاننامه دانشجوی مذکور دویست و هفتاد صفحه بوده است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;این امر باعث کنجکاوی ام شد تا بدانم در ممالک راقیه هم امور بدینسان می گذرد یا نه؟!&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;با رجوع به اینترنت و تحقیق در بانک های اطلاعاتی مشاهده کردم که حجم پایاننامه ها (اگر به مثابه یک معیار مستقل تلقی شود!) در دانشگاه های معتبر دنیا، بسته به موضوع و حوزة تحقیق، عموماً بین پنجاه تا پانصد صفحه در نوسان است!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;در یکی از &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.scribd.com/doc/11460732/a-New-Determination-of-Molecular-Dimensions-2&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;سایت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt; ها نیز رسالة دکتری آلبرت انیشتین (&lt;EM&gt;Albert Einstein&lt;/EM&gt;) را دیدم. رساله ای به غایت مختصر (25 صفحه) و صد البته مفید. البته دوست عزیزم آقای امیر اکبری که تجربه تحصیل در آلمان را نیز دارا هستند&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt; لطف کردند و اطلاعات مفیدی را در مورد انیشتین و رساله  دکتری ایشان در اختیارمان گذاشتند که ذکر آن نیز بر قوت و اهمیت بحث خواهد افزود: &lt;EM&gt;&quot;&lt;/EM&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;تعداد صفحات پایان نامه ایشان وقتی به انگلیسی ترجمه شده، به 25 صفحه رسیده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; در واقع پایان نامه ایشان به زبان آلمانی در 17 صفحه در قطع  آ5  نگارش یافته بود.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; او در دانشگاه زوریخ و تحت راهنمایی پروفسور کلاینر و پروفسور بورخارت در 30 ماه می 1905 کار رساله اش را آغاز و در 15 ژانویه 1906 یعنی در 8 ماه و نیم بعد، به دریافت درجه دکتری نائل می آید&lt;/SPAN&gt;&lt;/EM&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;EM&gt;. سال 1905 بعد ها به سال انفجار نبوغ معروف شد. زیرا در همین سال آلبرت آینشتاین علاوه بر رساله دکتریش، به ارائه سه تئوری دیگر از جمله تئوری نسبیت اقدام می نماید»&lt;/EM&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;فکر کردم بهتر است &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;A href=&quot;http://www.4shared.com/document/2G4qw6nH/Einsteins_dissertation.html&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;فایل انگلیسی رسالة دکتری انیشتین&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt; را در اینجا بیاورم تا بلکه شاهدی باشد بر این مدعای به ظاهر بدیهی که کمیت فی نفسه مهم نیست!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #000080&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;به نقل از سایت همکار &lt;A href=&quot;http://sociran.com&quot;&gt;http://sociran.com&lt;/A&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Jun 2010 22:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> نکات ساختار گرایی و مابعد ساختار گرایی</title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;(( ساختارگرایی که معمولاَ به فرانسه نسبت داده می شود ( قالباَ ساختارگرایی فرانسوی نامیده می شود) اکنون پدیده ای بین المللی شده است . گرچه ریشه های این نظریه در خارج از جامعه شناسی نهفته است ، اما راهش را به این رشته به خوبی باز کرده است . اشکال کار در این است که ساختارگرایی در جامعه شناسی هنوز آنقدر رشد نکرده است که با دقت بتوان تصریحش کرده این مسأله با این واقعیت تشدید شده که ساختارگرایی همزمان در چندین رشته تحول یافته است ، چندان که به سختی می توان یک اثر جداگانه و منسجم درباره آن پیدا کرد . به راستی که تفاوت های چشمگیری میان شاخه های گوناگون ساختارگرایی وجود دارد . بهتر است با مشخص ساختن تفاوت های بنیادی موجود میان کسانی که از چشم انداز ساختارگرا پشتیبانی می کنند ، یک برداشت مقدماتی از آن را به دست دهیم . ساختارگرایانی وجود دارند که بر آنچه که خود ساختارهای ژرف ذهن می خوانند تأکید می ورزند . به نظر آنها ، این ساختارهای ناخودآگاه مردم را به تفکر و عمل وا می دارند )) ( ریتزر ، 1382 : ص 103 ).&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;(( اشکال جامعه شناسی ساختاری در این لحظه این است که به صورت انبانی از افکار برخاسته از رشته های گوناگون ماننده زبان شناسی ( سوسور ) انسان شناسی ( لوی اشتر اوس ) روان شناسی ( فروید ، لاکان ) و مارکسیسم ( آلتوسر ) باقی مانده است . تا این افکار گوناگون انجام نگیرند ، ساختارگرایی همچنان در حاشیه ی جامعه شناسی باقی خواهد ماند . به هر روی تحولات رشته های وابسته به ساختارگرایی برای جامعه شناسان چندان مهم و جذاب بوده است که نظریه ی جامعه شناسی ساختاری احتمالاَ در سالهای آینده توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد . &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به موازات رشد ساختارگرایی در داخل جامعه شناسی ، جنبشی به نام ما بعد ساختار گرایی به بیرون این رشته تحول یافته است که از مفروضات اولیه ساختارگرایی فراتر می رود )) (ریتزر ، 1382 : ص 104 ) &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Jun 2010 22:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قدرت علوم اجتماعی</title>
<link>http://radbeh.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=&quot;field field-type-nodereference field-field-department&quot;&gt;
&lt;DIV class=field-items&gt;
&lt;DIV class=&quot;field-item odd&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=all-attached-images&gt;
&lt;DIV class=image-attach-body style=&quot;WIDTH: 143px&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.isa.org.ir/image/2557&quot; jQuery1276023184281=&quot;3&quot;&gt;&lt;IMG class=&quot;image image-preview &quot; title=shariati.jpg height=160 alt=shariati.jpg src=&quot;http://www.isa.org.ir/sites/default/files/images/shariati_2.jpg&quot; width=143&gt;&lt;/A&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt; در همایش &quot;علوم اجتماعی در ایران: دستاوردها و چالش‌ها&quot; مطرح شد&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;قدرت علوم اجتماعی&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;EM&gt;&lt;SPAN&gt;دکتر سارا شریعتی، استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، روز پنجشنبه سی‌ام اردیبهشت ماه، در پانل علوم اجتماعی، جامعه، سیاست و فرهنگ، همایش &quot;علوم اجتماعی در ایران: دستاوردها و چالش‌ها&quot;، به ارائه بحثی با عنوان &quot;قدرت علوم اجتماعی&quot; پرداخت. متن کامل این سخنرانی که توسط ایشان برای درج در سایت انجمن جامعه‌شناسی ایران ارسال شده است، در پی می‌آید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;SPAN&gt;عنوان این پانل، علوم اجتماعی، جامعه، سیاست و فرهنگ است. من تلاش می‌کنم با استفاده از دو مفهوم سیاست و جامعه، از نسبت علوم اجتماعی و قدرت، یعنی از امر سیاسی شروع کنم تا از آن قدرت علوم اجتماعی، یعنی امر اجتماعی را نتیجه بگیریم. برای این کار، نخست به نقش اجتماعی این علوم می‌پردازم. نقشی که اغلب انتقادی ارزیابی می‌شود و برای من، نقشی که انتقادی خواسته می‌شود. نقشی که انتقادی می‌خواستیم و به همین دلیل هم به سراغ علوم اجتماعی، به عنوان ابزار نقد اجتماعی، رفتیم. من به نسلی تعلق دارم که به تعبیر گی روشه، در یک &quot;عرفان تعهد اجتماعی&quot; می‌زیست. تعهدی که انگیزه اولیه اغلب ما برای گرایش به علوم اجتماعی بود. برای ما، نه فقط در سنت جامعه‌شناسی انتقادی، بلکه با هر گونه استفاده‌ای که از کلاسیک‌های جامعه‌شناسی شود، رویکرد انتقادی به نظم اجتماعی و خصلت انتقادی این علوم بارز بود؛ در سنت مارکسی معطوف به تغییر، در سنت دورکیمی که مسائل نظری از مشکلات عملی تفکیک نمی‌شوند و حتی در سنت وبری معطوف به فهم. در هر سه سنت، جامعه‌شناسی همواره خصلت انتقادی اولیه خود را حفظ کرده است. چرا؟ به این دلیل که &lt;SPAN&gt;کارکرد علمی جامعه‌شناسی، فهم جهان اجتماعی است و&lt;/SPAN&gt; به تعبیر بوردیو،&lt;SPAN&gt; این فهم با فهم قدرت‌ها آغاز می‌شود. قدرت‌هایی که اقتدارشان را از ناشناختگی ساز و کارهایی می‌گیرند که بر آن مبتنی هستند. در نتیجه، نفس فهم جهان اجتماعی، نفس مشارکت در آگاهی‌بخشی از جهان اجتماعی، ضرورتاً کارکردی انتقادی یافته و از این نظر، جامعه‌شناسی به نوبه خود، همواره منبع نقد اجتماعی بوده است. &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;SPAN&gt;اما به نظر می رسد که علوم اجتماعی امروز &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;بیش از آن که منبع نقد اجتماعی باشد به هدف&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt; و آماج&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt; نقد بدل شده است. هم نقد ما از آن، هم نقد قدرت از آن. هم نقد درونی و هم نقد از بیرون. این موقعیت را برخی از دوستان به بحران اعتبار یا حیثیت جامعه شناسی تعبیر کرده اند که به یک معنا درست هم هست اما از منظری دیگر و با استدلالاتی از جنس دیگر، می توان این موقعیت را برعکس به قدرت خود علوم اجتماعی نیز نسبت داد. قدرت علوم اجتماعی به عنوان علومی در خدمت جامعه، علومی که، برغم همه کمبودها- به نیاز جامعه ی در حال رشد پاسخ می دهند &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;و در نتیجه جامعه از آن استقبال می کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt; این نیاز را می توان در استقبالی که از این رشته ها می شود، در استفاده وسیع از فرهنگ علوم انسانی در رسانه ها و هم در استناد به نظریه های اصحاب این علوم در جامعه دریافت. این استقبال تا حدی ست که این علوم را به گفته دوستان، گاه در معرض عوامزدگی قرار داده است.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt; این عوامزدگی هم خود قابل تحلیل است. چه چیز عوامزده می شود، دانشی که جامعه خود را بدان نیازمند می داند. عوامزدگی هم خود نشانگر یک نیاز عمومی است. &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt;نیازی که باعث می شود حتی آنها که مورد نقدش قرار می دهند، در نقد آن هم از فرهنگ عمومی همین علوم استفاده کنند و از آگاهی ای که اصحاب همین علوم نسبت به کاستی های رشته ی خود انتقال داده اند، بهره جویند. این شرایط به نظر من دانش علوم انسانی را به یک مطالبه ی عمومی بدل کرده است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt; و&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN&gt; این بزرگترین دستاورد این علوم است. در این شرایط نباید به نام دانش آکادمیک، به تخلیه این علوم از وجوه انتقادی، مداخله گر و متعهدانه اش پرداخت، به نیاز اجتماعی بی توجه ماند، برای پرهیز از سیاست زدگی، به سیاست زدایی پرداخت و از آنچه می تواند یک دستاورد قلمداد گردد، چشم پوشید.&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl&gt;&lt;SPAN&gt;منبع:http://www.isa.org.ir&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Jun 2010 19:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=radbeh&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>radbeh</dc:creator>
<guid>http://radbeh.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
